Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
25 verses
1مَنَسَّی دوازده ساله بود كه پادشاه شد و پنجاه و پنج سال در اورشلیم سلطنت نمود.
2و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، موافق رجاسات امّتهایی كه خداوند آنها را از حضور بنیاسرائیل اخراج كرده بود، عمل نمود.
3زیرا مكانهای بلند را كه پدرش حِزْقیا خراب كرده بود، بار دیگر بنا نمود و مذبحها برای بَعْلیم برپا كرد و اَشَیرهها بساخت و به تمامی لشكر آسمان سجده نموده، آنها را عبادت كرد.
4و مذبحها در خانۀ خداوند بنا نمود كه دربارهاش خداوند گفته بود: «اسم من در اورشلیم تا به ابد خواهد بود.»
5و مذبحها برای تمامی لشكر آسمان در هر دو صحن خانۀ خداوند بنا نمود.
6و پسران خود را در وادی ابن هِنُّوم از آتش گذرانید و فالگیری و افسونگری و جادوگری میكرد و با اصحاب اجنه و جادوگران مراوده مینمود و در نظر خداوند شرارت بسیار ورزیده، خشم او را به هیجان آورد.
7و تمثال ریخته شده بت را كه ساخته بود، در خانۀ خداوند برپا داشت كه دربارهاش خدا به داود و به پسرش سلیمان گفته بود: «در این خانه و در اورشلیم كه آن را از تمامی اسباط بنیاسرائیل برگزیدهام، اسم خود را تا به ابد قرار خواهم داد.
8و پایهای اسرائیل را از زمینی كه مقرّ پدران شما ساختهام، بار دیگر آواره نخواهم گردانید، به شرطی كه توجه نمایند تا برحسب هر آنچه به ایشان امر فرمودهام وبرحسب تمامی شریعت و فرایض و احكامی كه به دست موسی دادهام، عمل نمایند.»
9اما مَنَسَّی، یهودا و ساكنان اورشلیم را اغوا نمود تا از امّتهایی كه خداوند پیش بنیاسرائیل هلاك كرده بود، بدتر رفتار نمودند.
10و خداوند به مَنَسَّی و به قوم او تكلم نمود، اما ایشان گوش نگرفتند.
11پس خداوند سرداران لشكر آشور را بر ایشان آورد و مَنَسَّی را با غُلّها گرفته، او را به زنجیرها بستند و به بابل بردند.
12و چون در تنگی بود، یهُوَه خدای خود را طلب نمود و به حضور خدای پدران خویش بسیار تواضع نمود.
13و چون از او مسألت نمود وی را اجابت نموده، تضرع او را شنید و به مملكتش به اورشلیم باز آورد؛ آنگاه مَنَسَّی دانست كه یهُوَه خدا است.
14و بعد از این حصار بیرونی شهر داود را به طرف غربی جیحون در وادی تا دهنه دروازۀ ماهی بنا نمود و دیواری گرداگرد عوفل كشیده، آن را بسیار بلند ساخت و سرداران جنگی بر همۀ شهرهای حصاردار یهودا قرار داد.
15و خدایان بیگانه و بت را از خانۀ خداوند و تمامی مذبحها را كه در كوه خانۀ خداوند و در اورشلیم ساخته بود برداشته، آنها را از شهر بیرون ریخت.
16و مذبح خداو��د را تعمیر نموده، ذبایح سلامتی و تشكر بر آن گذرانیدند و یهودا را امر فرمود كه یهُوَه خدای اسرائیل را عبادت نمایند.
17اما قوم هنوز در مكانهای بلند قربانی میگذرانیدند لیكن فقط برای یهُوَه خدای خود.
18و بقیۀ وقایع مَنَسَّی و دعایی كه نزد خدای خود كرد و سخنان رائیانی كه به اسم یهُوَه خدایاسرائیل به او گفتند، اینك در تواریخ پادشاهان اسرائیل مكتوب است.
19و دعای او و مستجابشدنش و تمامی گناه و خیانتش و جایهایی كه مكانهای بلند در آنها ساخت و اَشَیرهها و بتهایی كه قبل از متواضعشدنش برپا نمود، اینك در اخبار حُوزای مكتوب است.
20پس مَنَسَّی با پدران خود خوابید و او را در خانۀ خودش دفن كردند و پسرش آمون در جایش پادشاه شد.
21آمون بیست و دو ساله بود كه پادشاه شد و دو سال در اورشلیم پادشاهی كرد.
22و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، موافق آنچه پدرش مَنَسَّی كرده بود، به عمل آورد؛ و آمون برای جمیع بتهایی كه پدرش مَنَسَّی ساخته بود، قربانی گذرانیده، آنها را پرستش كرد.
23و به حضور خداوند تواضع ننمود، چنانكه پدرش مَنَسَّی تواضع نموده بود، بلكه این آمون زیاده و زیاده عصیان ورزید.
24پس خادمانش بر او شوریده، او را در خانۀ خودش كشتند.
25و اهل زمین همۀ كسانی را كه بر آمون پادشاه شوریده بودند، به قتل رسانیدند و اهل زمین پسرش یوشیا را در جایش به پادشاهی نصب كردند.