Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
36 verses
1و هفتاد پسر اَخاب در سامره بودند. پس ییهُو مكتوبی نوشته، به سامره نزد سروران یزْرَعیل كه مشایخ و مربیانِ پسران اَخاب بودند فرستاده، گفت:
2« الا´ن چون این مكتوب به شما برسد چونكه پسران آقای شما و ارابهها واسبان و شهر حصاردار و اسلحه با شما است،
3پس بهترین و نیكوترین پسران آقای خود را انتخاب كرده، او را بر كرسی پدرش بنشانید و به جهت خانۀ آقای خود جنگ نمایید.»
4اما ایشان به شدت ترسان شدند و گفتند: «اینك دو پادشاه نتوانستند با او مقاومت نمایند، پس ما چگونه مقاومت خواهیم كرد؟»
5پس ناظر خانه و رئیس شهر و مشایخ و مربیان را نزد ییهُو فرستاده، گفتند: «ما بندگان تو هستیم و هر چه به ما بفرمایی بجا خواهیم آورد؛ كسی را پادشاه نخواهیم ساخت. آنچه در نظر تو پسند آید، به عمل آور.»
6پس مكتوبی دیگر به ایشان نوشت و گفت: «اگر شما با من هستید و سخن مرا خواهید شنید، سرهای پسران آقای خود را بگیرید و فردا مثل این وقت نزد من به یزْرَعیل بیایید.» و آن پادشاه زادگان كه هفتاد نفر بودند، نزد بزرگان شهر كه ایشان را تربیت میكردند، میبودند.
7و چون آن مكتوب نزد ایشان رسید، پادشاهزادگان را گرفته، هر هفتاد نفر را كشتند و سرهای ایشان را در سبدها گذاشته، به یزْرَعیل، نزد وی فرستادند.
8و قاصدی آمده، او را خبر داد و گفت: «سرهای پسران پادشاه را آوردند.» او گفت: «آنها را به دو توده نزد دهنۀ دروازه تا صبح بگذارید.»
9و بامدادان چون بیرون رفت، بایستاد و به تمامی قوم گفت: «شما عادل هستید. اینك من بر آقای خود شوریده، او را كشتم. اما كیست كه جمیع اینها را كشته است؟
10پس بدانید كه از كلام خداوند كه خداوند دربارۀ خاندان اَخاب گفته است، حرفی به زمین نخواهد افتاد و خداوند آنچه را كه به واسطۀ بندۀ خود ایلیا گفته، بجاورده است.»
11و ییهُو جمیع باقیماندگان خاندان اَخاب را كه در یزْرَعیل بودند، كشت، و تمامی بزرگانش و اَصْدَقایش و كاهنانش را تا از برایش كسی باقی نماند.
12پس برخاسته، و روانه شده، به سامره آمد و چون در راه به بیتعَقْدِ شبانان رسید،
13ییهُو به برادران اَخَزْیا، پادشاه یهودا دچار شده، گفت: «شما كیستید؟» گفتند: «برادران اَخَزْیا هستیم و میآییم تا پسران پادشاه و پسران مَلَكه را تحیت گوییم.»
14او گفت: «اینها را زنده بگیرید.» پس ایشان را زنده گرفتند و ایشان را كه چهل و دو نفر بودند، نزد چاه بیتعَقد كشتند كه از ایشان احدی رهایی نیافت.
15و چون از آنجا روانه شد، به یهُوناداب بن رَكاب كه به استقبال او میآمد، برخورد و او را تحیت نموده، گفت كه «آیا دل تو راست است، مثل دل من با دل تو؟» یهُوناداب جواب داد كه «راست است.» گفت: «اگر هست، دست خود را به من بده.» پس دست خود را به او داد و او وی را نزد خود به ارابه بركشید.
16و گفت: «همراه من بیا، و غیرتی كه برای خداوند دارم، ببین.» و او را بر ارابۀ وی سوار كردند.
17و چون به سامره رسید، تمامی باقیماندگان اَخاب را كه در سامره بودند، كُشت به حدی كه اثر او را نابود ساخت بر حسب كلامی كه خداوند به ایلیا گفته بود.
18پس ییهُو تمامی قوم را جمع كرده، به ایشان گفت: «اَخاب بَعْل را پرستش قلیل كرد، اما ییهُو او را پرستش كثیر خواهد نمود.
19پس الا´نجمیع انبیای بَعْل و جمیع پرستندگانش و جمیع كَهَنه او را نزد من بخوانید و احدی از ایشان غایب نباشد زیرا قصد ذبح عظیمی برای بَعْل دارم. هر كه حاضر نباشد زنده نخواهد ماند.» اما ییهُو این را از راه حیله كرد تا پرستندگان بَعْل را هلاك سازد.
20و ییهُو گفت: «محفلی مقدس برای بَعْل تقدیس نمایید.» و آن را اعلان كردند.
21و ییهُو نزد تمامی اسرائیل فرستاد و تمامی پرستندگان بَعْل آمدند و احدی باقی نماند كه نیامد و به خانۀ بَعْل داخل شدند و خانۀ بَعْل سرتاسر پر شد.
22و به ناظر مخزن لباس گفت كه «برای جمیع پرستندگان بَعْل لباس بیرون آور.» و او برای ایشان لباس بیرون آورد.
23و ییهُو و یهوناداب بنركاب به خانۀ بَعْل داخل شدند و به پرستندگان بَعْل گفت: «تفتیش كرده، دریافت كنید كه كسی از بندگان یهُوَه در اینجا با شما نباشد، مگر بندگان بَعْل و بس.»
24پس داخل شدند تا ذبایح و قربانیهای سوختنی بگذرانند. و ییهُو هشتاد نفر برای خود بیرون در گماشته بود و گفت: «اگر یكنفر از اینانی كه به دست شما سپردم رهایی یابد، خون شما به عوض جان او خواهد بود.»
25و چون از گذرانیدن قربانی سوختنی فارغ شدند، ییهُو به شاطران و سرداران گفت: «داخل شده، ایشان را بكُشید و كسی بیرون نیاید.» پس ایشان را به دم شمشیر كشتند و شاطران و سردارانْ ایشان را بیرون انداختند. پس به شهر بیتبَعْل رفتند
26و تماثیل را كه در خانه بَعْل بود، بیرون آورده، آنها را سوزانیدند
27و تمثال بَعْل را شكستند و خانۀ بَعْل را منهدم ساخته، آن را تا امروز مزبله ساختند.
28پس ییهُو، اثر بَعْل را ازاسرائیل نابود ساخت.
29اما ییهُو از پیروی گناهان یرُبْعام بننَباط كه اسرائیل را مرتكب گناه ساخته بود برنگشت، یعنی از گوسالههای طلا كه در بیتئیل و دان بود.
30و خداوند به ییهُو گفت: «چونكه نیكویی كردی و آنچه در نظر من پسند بود، بجا آوردی و موافق هر چه در دل من بود با خانۀ اَخاب عمل نمودی، از این جهت پسران تو تا پشت چهارم بر كرسی اسرائیل خواهند نشست.»
31اما ییهُو توجه ننمود تا به تمامی دل خود در شریعت یهُوَه، خدای اسرائیل، سلوك نماید، و از گناهان یرُبْعام كه اسرائیل را مرتكب گناه ساختهبود، اجتناب ننمود.
32و در آن ایام، خداوند به منقطع ساختن اسرائیل شروع نمود؛ و حَزائیل، ایشان را در تمامی حدود اسرائیل میزد،
33یعنی از اُرْدّن به طرف طلوع آفتاب، تمامی زمین جِلْعاد و جادیان و رؤبینیان و مَنَّسیان را از عَرُوعیر كه بر وادی اَرْنون است و جِلْعاد و باشان.
34و بقیۀ وقایع ییهُو و هر چه كرد و تمامی تَهَوُّر او، آیا در كتابِ تواریخِ ایامِ پادشاهانِ اسرائیل مكتوب نیست؟
35پس ییهُو با پدران خود خوابید و او را در سامره دفن كردند و پسرش یهُواَخاز به جایش پادشاه شد.
36و ایامی كه ییهُو در سامره بر اسرائیل سلطنت نمود، بیست و هشت سال بود.