Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
21 verses
1در سال هفتمِ ییهُو، یهُوآش پادشاه شد و چهل سال در اورشلیم پادشاهی كرد. و اسم مادرش ظبّیه از بَئرشَبَع بود.
2و یهُوآش آنچه را كه در نظر خداوند پسند بود، در تمام روزهایی كه یهُویاداع كاهن او را تعلیم میداد، بجا میآورد.
3مگر این كه مكانهای بلند برداشته نشد و قوم هنوز در مكانهای بلند قربانی میگذرانیدند و بخور میسوزانیدند.
4و یهُوآش به كاهنان گفت: «تمام نقرۀ موقوفاتی كه به خانۀ خداوند آورده شود، یعنی نقرۀ رایج و نقرۀ هر كس بر حسب نفوسی كه برای او تقویم شده است، و هر نقرهای كه در دل كسی بگذرد كه آن را به خانه خداوند بیاورد،
5كاهنان آن را نزد خود بگیرند، هر كس از آشنای خود؛ و ایشان خرابیهای خانه را هر جا كه در آن خرابی پیدا كنند، تعمیر نمایند.»
6اما چنان واقع شد كه در سال بیست و سوم یهُوآشِ پادشاه، كاهنان، خرابیهای خانه را تعمیر نكرده بودند.
7و یهُوآش پادشاه، یهُویاداع كاهن و سایر كاهنان را خوانده، به ایشان گفت كه «خرابیهای خانه را چرا تعمیر نكردهاید؟ پس الا´ن نقرهای دیگر از آشنایان خود مگیرید بلكه آن را به جهت خرابیهای خانه بدهید.»
8و كاهنان راضی شدند كه نه نقره از قوم بگیرند و نه خرابیهای خانه را تعمیر نمایند.
9و یهُویاداعِ كاهن صندوقی گرفته و سوراخیدر سرپوش آن كرده، آن را به پهلوی مذبح به طرف راست راهی كه مردم داخل خانۀ خداوند میشدند، گذاشت. و كاهنانی كه مستحفظان در بودند، تمامی نقرهای را كه به خانۀ خداوند میآوردند، در آن گذاشتند.
10و چون دیدند كه نقرۀ بسیار در صندوق بود، كاتب پادشاه و رئیس كهنه برآمده، نقرهای را كه در خانۀ خداوند یافت میشد، در كیسهها بسته، حساب آن را میدادند.
11و نقرهای را كه حساب آن داده میشد، به دست كارگذارانی كه بر خانۀ خداوند گماشته بودند، میسپردند. و ایشان آن را به نجّاران و بنّایان كه در خانۀ خداوند كار میكردند، صرف مینمودند،
12و به معماران و سنگتراشان و به جهت خریدن چوب و سنگهای تراشیده برای تعمیر خرابیهای خانۀ خداوند ، و به جهت هر خرجی كه برای تعمیر خانه لازم میبود.
13اما برای خانۀ خداوند طاسهای نقره و گُلگیرها و كاسهها و كَرِنّاها و هیچ ظرفی از طلا و نقره از نقدی كه به خانۀ خداوند میآوردند، ساخته نشد.
14زیرا كه آن را به كارگذاران دادند تا خانه خداوند را به آن، تعمیر نمایند.
15و از كسانی كه نقره را به دست ایشان میدادند تا به كارگذاران بسپارند، حساب نمیگرفتند، زیرا كه ایشان به امانت رفتار مینمودند.
16اما نقرۀ قربانیهای جرم و نقرۀ قربانیهای گناه را به خانۀ خداوند نمیآوردند، چونكه از آن كاهنان میبود.
17آنگاه حَزائیل، پادشاه اَرام برآمده، با جَتّ جنگ نمود و ��ن را تسخیر كرد. پس حَزائیل توجه نموده، به سوی اورشلیم برآمد.
18ویهُوآش، پادشاه یهودا تمامی موقوفاتی را كه پدرانش، یهُوشافاط و یهُورام و اَخَزْیا، پادشاهان یهودا وقف نموده بودند و موقوفات خود و تمامی طلا را كه در خزانههای خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه یافت شد، گرفته، آن را نزد حَزائیل، پادشاه اَرام فرستاد و او از اورشلیم برفت.
19و بقیۀ وقایع یوآش و هر چه كرد، آیا در كتابِ تواریخِ ایامِ پادشاهانِ یهُودا مكتوب نیست؟
20و خادمانش برخاسته، فتنه انگیختند و یوآش را در خانه مِلُّو به راهی كه به سوی سِلّی فرود میرود، كشتند.
21زیرا خادمانش، یوزاكار بن شِمْعَت و یهُوزاباد بنشومیر، او را زدند كه مرد و او را با پدرانش در شهر داود دفن كردند و پسرش اَمَصیا در جایش سلطنت نمود.