Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
22 verses
1و در ایام داود، سه سال علیالاتّصال قحطی شد، و داود به حضور خداوند سؤال كرد و خداوند گفت: «به سبب شاؤل و خاندان خون ریز او شده است زیرا كه جِبْعُونیانرا كشت.»
2و پادشاه جِبْعُونیان را خوانده، به ایشان گفت (اما جِبْعُونیان از بنیاسرائیل نبودند بلكه از بقیۀ اموریان، و بنیاسرائیل برای ایشان قسم خورده بودند؛ لیكن شاؤل از غیرتی كه برای اسرائیل و یهودا داشت، قصد قتل ایشان مینمود).
3و داود به جِبْعُونیان گفت: «برای شما چه بكنم و با چه چیز كفاره نمایم تا نصیب خداوند را بركت دهید.»
4جِبْعُونیان وی را گفتند: «از شاؤل و خاندانش، نقره و طلا نمیخواهیم و نه آنكه كسی در اسرائیل برای ما كشته شود.» او گفت: «هر چه شما بگویید، برای شما خواهم كرد.»
5ایشان به پادشاه گفتند: «آن شخص كه ما را تباه میساخت و برای ما تدبیر میكرد كه ما را هلاك سازد تا در هیچ كدام از حدود اسرائیل باقی نمانیم،
6هفت نفر از پسران او به ما تسلیم شوند تا ایشان را در حضور خداوند در جِبْعَه شاؤل كه برگزیدۀ خداوند بود به دار كشیم.» پادشاه گفت: «ایشان را به شما تسلیم خواهم كرد.»
7اما پادشاه، مفیبوشت بن یوناتان بن شاؤل را دریغ داشت، به سبب قَسَم خداوند كه در میان ایشان، یعنی در میان داود و یوناتان بن شاؤل بود.
8و پادشاه اَرْمُونی و مفیبوشت، دو پسر رِصْفَه، دختر اَیه كه ایشان را برای شاؤل زاییده بود، و پنج پسر میكال، دختر شاؤل را كه برای عَدْرِئیل بن بَرْزِلاّی مَحُولاتی زاییده بود، گرفت،
9و ایشان را به دست جِبْعُونیان تسلیم نموده، آنها را در آن كوه به حضور خداوند به دار كشیدند و این هفت نفر با هم افتادند. و ایشان در ابتدای ایام حصاد در اول درویدن جو كشته شدند.
10و رِصْفَه، دختر اَیه، پلاسی گرفته، آن را برای خود از ابتدای درو تا باران از آسمان برایشان بارانیده شد، بر صخرهای گسترانید، و نگذاشت كه پرندگان هوا در روز، یا بهایم صحرا در شب بر ایشان بیایند.
11و داود را از آنچه رِصْفَه، دختر اَیه، متعه شاؤل كرده بود، خبر دادند.
12پس داود رفته، استخوانهای شاؤل و استخوانهای پسرش، یوناتان را از اهل یابیش جِلْعاد گرفت كه ایشان آنها را از شارع عام بَیتْشان دزدیده بودند، جایی كه فلسطینیان آنها را آویخته بودند در روزی كه فلسطینیان شاؤل را در جِلْبُوع كشته بودند.
13و استخوانهای شاؤل و استخوانهای پسرش، یوناتان را از آنجا آورد و استخوانهای آنانی را كه بر دار بودند نیز، جمع كردند.
14و استخوانهای شاؤل و پسرش یوناتان را در صیلَع، در زمین بنیامین، در قبر پدرش قیس، دفن كردند و هرچه پادشاه امر فرموده بود، بجا آوردند. و بعد از آن، خدا به جهت زمین اجابت فرمود.
15و باز فلسطینیان با اسرائیل جنگ كردند و داود با بندگانش فرود آمده، با فلسطینیان مقاتله نمودند و داود وامانده شد.
16و یشْبی بَنُوب كه از اولاد رافا بود و وزن نیزه او سیصد مثقال برنج بود و شمشیری نو بر كمر داشت، قصد كشتن داود نمود.
17اما ابیشای ابن صَرُویه او را مدد كرده، آن فلسطینی را زد و كُشت. آنگاه كسان داود قسم خورده، به وی گفتند: «بار دیگر همراه ما به جنگنخواهی آمد مبادا چراغ اسرائیل را خاموش گردانی.»
18و بعد از آن نیز، جنگی با فلسطینیان در جُوب واقع شد كه در آن سِبَّكای حوشاتی، صاف را كه او نیز از اولاد رافا بود، كشت.
19و باز جنگ با فلسطینیان در جُوب واقع شد و اَلحانان بن یعْری اُرجیم بیتلحمی، جُلیات جَتّی را كشت كه چوب نیزهاش مثل نورد جولاهكان بود.
20و دیگر جنگی در جَتّ واقع شد كه در آنجا مردی بلند قد بود كه دست و پای او هریك شش انگشت داشت كه جملۀ آنها بیست و چهار باشد و او نیز برای رافا زاییده شده بود.
21و چون اسرائیل را به ننگ آورد، یوناتان بن شَمْعی، برادر داود، او را كشت.
22این چهار نفر برای رافا در جَتّ زاییده شده بودند و به دست داود و به دست بندگانش افتادند.