Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
13 verses
1و داود گفت: «آیا از خاندان شاؤل كسی تا به حال باقی است تا به خاطر یوناتان او را احسان نمایم؟»
2و از خاندان شاؤل خادمی مسمّی به صیبا بود؛ پس او را نزد داود خواندند و پادشاه وی را گفت: «آیا تو صیبا هستی؟» گفت: «بندۀ تو هستم.»
3پادشاه گفت: «آیا تا به حال از خاندان شاؤل كسی هست تا او را احسان خدایی نمایم؟» صیبا در جواب پادشاه گفت: «یوناتان را تا به حال پسری لنگ باقی است.»
4پادشاه از وی پرسید كه «او كجاست؟» صیبا به پادشاه گفت: «اینك او در خانۀ ماكیر بن عَمّیئیل در لُودَبار است.»
5و داود پادشاه فرستاده، او را از خانۀ ماكیر بن عَمیئیل از لُودَبار گرفت.
6پس مَفیبوشت بنیوناتان بن شاؤل نزد داود آمده، به روی در افتاده، تعظیم نمود. و داود گفت: «ای مفیبوشت!» گفت: «اینك بندۀ تو.»
7داود ویرا گفت: «مترس! زیرا به خاطر پدرت یوناتان بر تو البتّه احسان خواهم نمود و تمامی زمین پدرت شاؤل را به تو رد خواهم كرد، و تو دائماً بر سفرۀ من نان خواهی خورد.»
8پس او تعظیم كرده، گفت كه «بندۀ تو چیست كه بر سگِ مردهای مثلِ من التفات نمایی؟»
9و پادشاه، صیبا، بندۀ شاؤل را خوانده، گفت: «آنچه را كه مال شاؤل و تمام خاندانش بود به پسر آقای تو دادم.
10و تو و پسرانت و بندگانت به جهت او زمین را زرع نموده، محصول آن را بیاورید تا برای پسر آقایت به جهت خوردنش نان باشد. اما مفیبوشت، پسر آقایت همیشه بر سفرۀ من نان خواهد خورد.» و صیبا پانزده پسر و بیست خادم داشت.
11و صیبا به پادشاه گفت: «موافق هر آنچه آقایم پادشاه به بندهاش فرموده است بهمین طور بندهات عمل خواهد نمود.» و پادشاه گفت كه مفیبوشت بر سفرۀ من مثل یكی از پسران پادشاه خواهد خورد.
12و مفیبوشت را پسری كوچك بود كه میكا نام داشت، و تمامی ساكنان خانۀ صیبا بندۀ مفیبوشت بودند.
13پس مفیبوشت در اورشلیم ساكن شد زیرا كه همیشه بر سفرۀ پادشاه میخورد و از هر دو پا لنگ بود.