Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
28 verses
1در سال اول بَلْشصَّر پادشاه بابل، دانیال در بسترش خوابی و رؤیاهای سرش را دید. پس خواب را نوشت و كلیه مطالب را بیان نمود.
2پس دانیال متكلم شده، گفت: «شبگاهان در عالم رؤیا شده، دیدم كه ناگاه چهار باد آسمان بر روی دریای عظیم تاختند.
3و چهار وحش بزرگ كه مخالف یكدیگر بودند از دریا بیرون آمدند.
4اولِ آنها مثل شیر بود و بالهای عقاب داشت و من نظر كردم تا بالهایش كنده گردید و او از زمین برداشته شده، بر پایهای خود مثل انسان قرار داده گشت و دل انسان به او داده شد.
5و اینك وحش دوم دیگر مثل خرس بود و بر یك طرف خود بلند شد و در دهانش در میان دندانهایش سه دنده بود و وی را چنین گفتند: برخیز و گوشت بسیار بخور.
6بعد از آن نگریستم و اینك دیگری مثل پلنگ بود كه بر پشتش چهار بال مرغ داشت و این وحش چهار سر داشت و سلطنت به او داده شد.
7بعد از آن در رؤیاهای شب نظر كردم و اینك وحش چهارم كه هولناك و مهیب و بسیار زورآور بود و دندانهای بزرگ آهنین داشت و باقی مانده را میخورد و پارهپاره میكرد و به پایهای خویش پایمال مینمود و مخالف همه وحوشی كه قبل از او بودند بود و ده شاخ داشت.
8پس در این شاخها تأمّل مینمودم كه اینك از میان آنها شاخ كوچك دیگری برآمد و پیش رویش سه شاخ از آن شاخهای اول از ریشه كنده شد و اینك این شاخ چشمانی مانند چشم انسان و دهانی كه به سخنان تكّبرآمیز متكلّم بود داشت.
9«و نظر میكردم تا كرسیها برقرار شد و قدیمالایام جلوس فرمود و لباس او مثل برف سفید و موی سرش مثل پشم پاك و عرش او شعلههای آتش و چرخهای آن آتش ملتهب بود.
10نهری از آتش جاری شده، از پیش روی او بیرون آمد. هزاران هزار او را خدمت میكردند و كرورها كرور به حضور وی ایستاده بودند. دیوان برپا شد و دفترها گشوده گردید.
11آنگاه نظركردم به سبب سخنان تكبّرآمیزی كه آن شاخ میگفت. پس نگریستم تا آن وحش كشته شد و جسد او هلاك گردیده، به آتش مشتعل تسلیم شد.
12اما سایر وحوش سلطنت را از ایشان گرفتند، لكن درازی عمر تا زمانی و وقتی به ایشان داده شد.
13و در رؤیای شب نگریستم و اینك مثل پسر انسان با ابرهای آسمان آمد و نزد قدیمالایام رسید و او را به حضور وی آوردند.
14و سلطنت و جلال و ملكوت به او داده شد تا جمیع قومها و امّتها و زبانها او را خدمت نمایند. سلطنت او سلطنت جاودانی و بیزوال است و ملكوت او زایل نخواهد شد.
15«اما روح من دانیال در جسدم مدهوش شد و رؤیاهای سرم مرا مضطرب ساخت.
16و به یكی از حاضرین نزدیك شده، حقیقت این همه امور را از وی پرسیدم و او به من تكلم نموده، تفسیر امور را برای من بیان كرد،
17كه این وحوش عظیمی كه (عدد) ایشان چهار است چهار پادشاه میباشند كه از زمین خواهند برخاست.
18اما مقدّسان حضرت اعلی سلطنت را خواهند یافت و مملكت را تا به ابد و تا ابدالا´باد متصرّف خواهند بود.
19آنگاه آرزو داشتم كه حقیقت امر را درباره وحش چهارم كه مخالف همه دیگر��ن و بسیار هولناك بود و دندانهای آهنین و چنگالهای برنجین داشت و سایرین را میخورد و پاره پاره میكرد و به پایهای خود پایمال مینمود بدانم.
20و كیفیت ده شاخ را كه بر سر او بود و آندیگری را كه برآمد و پیش روی او سه شاخ افتاد یعنی آن شاخی كه چشمان و دهانی را كه سخنان تكّبرآمیز میگفت داشت و نمایش او از رفقایش سختتر بود.
21پس ملاحظه كردم و این شاخ با مقدّسان جنگ كرده، بر ایشان استیلا یافت.
22تا حینی كه قدیمالایام آمد و داوری به مقدّسان حضرت اعلی تسلیم شد و زمانی رسید كه مقدّسان ملكوت را به تصرّف آوردند.
23پس او چنین گفت: وحش چهارم سلطنت چهارمین بر زمین خواهد بود و مخالف همه سلطنتها خواهد بود و تمامی جهان را خواهد خورد و آن را پایمال نموده، پارهپاره خواهد كرد.
24و ده شاخ از این مملكت، ده پادشاه میباشند كه خواهند برخاست و دیگری بعد از ایشان خواهد برخاست و او مخالف اولین خواهد بود و سه پادشاه را به زیر خواهد افكند.
25و سخنان به ضدّ حضرت اعلی خواهد گفت و مقدّسان حضرت اعلی را ذلیل خواهد ساخت و قصد تبدیل نمودن زمانها و شرایع خواهد نمود و ایشان تا زمانی و دو زمان و نصف زمان به دست او تسلیم خواهند شد.
26پس دیوان برپا خواهد شد و سلطنت او را از او گرفته، آن را تا به انتها تباه و تلف خواهند نمود.
27و ملكوت و سلطنت و حشمت مملكتی كه زیر تمامی آسمانهاست به قوم مقدّسان حضرت اعلی داده خواهد شد كه ملكوت او ملكوت جاودانی است و جمیع ممالك او را عبادت و اطاعت خواهند نمود.
28انتهای امر تا به اینجا است. فكرهای من دانیال مرا بسیار مضطرب نمود و هیأتم در من متغیر گشت، لیكن این امر را در دل خود نگاه داشتم.»