Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
23 verses
1و در آخر هر هفت سال، انفكاك نمایی.
2و قانون انفكاك این باشد: هر طلبكاری قرضی را كه به همسایه خود داده باشد منفكّ سازد، و از همسایه و برادر خود مطالبه نكند، چونكه انفكاك خداوند اعلان شده است.
3از غریب مطالبه توانی كرد، اما هرآنچه از مال تو نزد برادرت باشد، دست تو آن را منفكّ سازد،
4تا نزد تو هیچ فقیر نباشد، زیرا كه خداوند تو را در زمینی كه یهُوَه، خدایت، برای نصیب و ملك به تو میدهد، البته بركت خواهد داد،
5اگر قول یهُوه، خدایت، را به دقت بشنوی تا متوجه شده،جمیع این اوامر را كه من امروز به تو امر میفرمایم بجا آوری.
6زیرا كه یهُوَه، خدایت، تو را چنانكه گفته است بركت خواهد داد، و به امتهای بسیار قرض خواهی داد، لیكن تو مدیون نخواهی شد، و بر امتهای بسیار تسلط خواهی نمود، و ایشان بر تو مسلط نخواهند شد.
7اگر نزد تو در یكی از دروازههایت، در زمینی كه یهُوَه، خدایت، به تو میبخشد، یكی از برادرانت فقیر باشد، دل خود را سخت مساز، و دستت را بر برادر فقیر خود مبند.
8بلكه البته دست خود را بر او گشاده دار، و به قدر كفایت، موافق احتیاج او به او قرض بده.
9و باحذر باش مبادا در دل تو فكر زشت باشد، و بگویی سال هفتم یعنی سال انفكاك نزدیك است، و چشم تو بر برادر فقیر خود بد شده، چیزی به او ندهی و او از تو نزد خداوند فریاد برآورده، برایت گناه باشد.
10البته به او بدهی و دلت از دادنش آزرده نشود، زیرا كه به عوض این كار یهُوَه، خدایت، تو را در تمامی كارهایت و هرچه دست خود را بر آن دراز میكنی، بركت خواهد داد.
11چونكه فقیر از زمینت معدوم نخواهد شد، بنابراین من تو را امر فرموده، میگویم البته دست خود را برای برادر مسكین و فقیر خود كه در زمین تو باشند، گشاده دار.
12اگر مرد یا زن عبرانی از برادرانت به تو فروخته شود، و او تو را شش سال خدمت نماید، پس در سال هفتم او را از نزد خود آزاد كرده، رهاكن.
13و چون او را از نزد خود آزاد كرده، رها میكنی، او را تُهیدست روانه مساز.
14او را از گله و خرمن و چرخُشت خود البته زاد بده؛ به اندازهای كه یهُوَه، خدایت، تو را بركت داده باشد به او بده.
15و بیادآور كه تو در زمین مصر غلام بودی و یهُوَه، خدایت، تو را فدیه داد، بنابراین من امروز این را به تو امر میفرمایم،
16و اگر به تو گوید از نزد تو بیرون نمیروم چونكه تو را و خاندان تو را دوست دارد و او را نزد تو خوش گذشته باشد،
17آنگاه درفشی گرفته، گوشش را با آن به دربدوز تا تو را غلام ابدی باشد، و با كنیز خود نیز چنین عمل نما.
18و چون او را از نزد خود آزاد كرده، رها میكنی، بنظرت بد نیاید، زیرا كه دو برابر اُجرتِ اجیرْ، تو را شش سال خدمت كرده است. و یهُوَه خدایت در هرچه میكنی تو را بركت خواهد داد.
19همه نخستزادگان نرینه را كه از رمه و گله تو زاییده شوند برای یهُوَه، خدای خود، تقدیس نما، و با نخستزاده گاو خود كار مكن و نخستزاده گوسفند خود را پشم مبُر.
20آنها را به حضور یهُوَه خدای خود در مكانی كه خداوند برگزیند، تو و اهل خانهات سال به سال بخورید.
21لیكن اگر عیبی داشته باشد، مثلاً لنگ یا كور یا هر عیب دیگر، آن را برای یهُوَه خدایت ذبح مكن.
22آن را در اندرون دروازههایت بخور، شخص نجس و شخص طاهر، آن را برابر مثل غزال و آهو بخورند.
23اما خونش را مخور. آن را مثل آب برزمین بریز.