Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
17 verses
1در آنروز اَخْشُورُش پادشاه، خانه هامان،دشمن یهود را به اِسْتَر ملكه ارزانی داشت. و مُرْدِخای در حضور پادشاه داخل شد، زیرا كه استر او را از نسبتی كه با وی داشت خبر داده بود.
2و پادشاه انگشتر خود را كه از هامان گرفته بود بیرون كرده، به مُرْدِخای داد و اِسْتَر مُردخای را بر خانه هامان گماشت.
3و استر بار دیگر به پادشاه عرض كرد و نزد پایهای او افتاده، بگریست و از او التماس نمود كه شرّ هامان اجاجی و تدبیری را كه برای یهودیان كرده بود، باطل سازد.
4پس پادشاه چوگان طلا را بسوی اِسْتَر دراز كرد و استر برخاسته، به حضور پادشاه ایستاد
5و گفت: «اگر پادشاه را پسند آید و من در حضور او التفات یافته باشم و پادشاه این امر را صواب بیند و اگر من منظور نظر او باشم، مكتوبی نوشته شود كه آن مراسله را كه هامان بن همداتای اجاجی تدبیر كرده و آنها را برای هلاكت یهودیانی كه در همه ولایتهای پادشاه میباشند نوشته است، باطل سازد.
6زیرا كه من بلایی را كه بر قومم واقع میشود چگونه توانم دید؟ و هلاكت خویشان خود را چگونه توانم نگریست؟»
7آنگاه اَخْشُورُش پادشاه به اِسْتَر ملكه ومُرْدِخای یهودی فرمود: «اینك خانه هامان را به اِسْتَر بخشیدم و او را به سبب دست درازی به یهودیان به دار كشیدهاند.
8و شما آنچه را كه در نظرتان پسند آید، به اسم پادشاه به یهودیان بنویسید و آن را به مهر پادشاه مختوم سازید، زیرا هرچه به اسم پادشاه نوشته شود و به مهر پادشاه مختوم گردد، كسی نمیتواند آن را تبدیل نماید.»
9پس در آن ساعت، در روز بیست و سوّم ماه سوّم كه ماه سیوان باشد، كاتبان پادشاه را احضار كردند و موافق هر آنچه مُرْدِخای امر فرمود، به یهودیان و امیران و والیان و رؤسای ولایتها یعنی صد و بیست و هفت ولایت كه از هند تا حبش بود نوشتند، به هر ولایت، موافق خطّ آن و به هر قوم، موافق زبان آن و به یهودیان، موافق خطّ و زبان ایشان.
10و مكتوبات را به اسم اَخْشُورُش پادشاه نوشت و به مهر پادشاه مختوم ساخته، آنها را به دست چاپاران اسب سوار فرستاد؛ و ایشان بر اسبان تازی كه مختصّ خدمت پادشاه و كرهّهای مادیانهای او بودند، سوار شدند.
11و در آنها پادشاه به یهودیانی كه در همه شهرها بودند، اجازت داد كه جمع شده، به جهت جانهای خود مقاومت نمایند و تمامی قوّت قومها و ولایتها را كه قصد اذیت ایشان میداشتند، با اطفال و زنان ایشان هلاك سازند و بكشند و تلف نمایند و اموال ایشان را تاراج كنند،
12در یك روز یعنی در سیزدهم ماه دوازدهم كه ماه آذار باشد در همه ولایتهای اَخْشُورُش پادشاه،
13و تا این حكم در همه ولایتها رسانیده شود، سوادهای مكتوب به همه قومها اعلان شد كه در همان روز یهودیان مستعّد باشند تا از دشمنان خود انتقام بگیرند.
14پس چاپاران بر اسبان تازی كه مختصّ خدمت پادشاه بود، روانه شدند و ایشان را برحسب حكم پادشاه شتابانیده، به تعجیل روانه ساختند و حكم، در دارالسّلطنه شُوشَن نافذ شد.
15و مُرْدِخای از حضور پادشاه با لباس ملوكانه لاجوردی و سفید و تاج بزرگ زرّین و ردای كتان نازك ارغوانی بیرون رفت و شهر شُوشَن شادی و وجد نمودند،
16و برای یهودیان، روشنی و شادی و سرور و حرمت پدید آمد.
17و در همه ولایتها و جمیع شهرها در هر جایی كه حكم و فرمان پادشاه رسید، برای یهودیان، شادمانی و سرور و بزم و روز خوش بود و بسیاری از قومهای زمین به دین یهود گرویدند زیرا که ترس یهودیان بر ایشان مستولی گردیده بود.