Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
27 verses
1آنگاه موسی و بنیاسرائیل این سرود را برای خداوند سراییده، گفتند كه: «یهوه را سرود میخوانم زیرا كه با جلال مظفر شده است. اسب و سوارش را به دریا انداخت.
2خداوند قوت و تسبیح من است. و او نجات من گردیده است. این خدای من است، پس او را تمجید میكنم. خدای پدر من است، پس او را متعال میخوانم.
3خداوند مرد جنگی است. نام او یهوه است.
4ارابهها و لشكر فرعون را به دریا انداخت. مبارزان برگزیدۀ او در دریای قلزم غرق شدند.
5لُجّهها ایشان را پوشانید. مثل سنگ به ژرفیها فرو رفتند.
6دست راست تو ای خداوند ، به قوت جلیل گردیده. دست راست تو ای خداوند ، دشمن را خرد شكسته است،
7و به كثرت جلال خود خصمان را منهدم ساختهای. غضب خود را فرستاده، ایشان را چون خاشاك سوزانیدهای،
8و به نَفْخِۀ بینی تو آبها فراهم گردید. و موجها مثل توده بایستاد و لجهها در میان دریا منجمد گردید.
9دشمن گفت تعاقب میكنم و ایشان را فرو میگیرم، و غارت را تقسیم كرده، جانم از ایشان سیر خواهد شد. شمشیر خود را كشیده، دست من ایشان را هلاك خواهد ساخت،
10و چون به نفخۀ خود دمیدی، دریا ایشان را پوشانید. مثل سرب در آبهای زورآور غرق شدند.
11كیست مانند تو ای خداوند در میان خدایان؟ كیست مانند تو جلیل در قدوسیت؟ تو مهیب هستی در تسبیح خود و صانع عجایب!
12چون دست راست خود را دراز كردی، زمین ایشان را فرو برد.
13این قومِ خویش را كه فدیه دادی، به رحمانیت خود، رهبری نمودی. ایشان را به قوت خویش به سوی مسكن قدس خود هدایت كردی.
14امتها چون شنیدند، مضطرب گردیدند. لرزه بر سكنۀ فلسطین مستولی گردید.
15آنگاه امرای ادوم در حیرت افتادند. و اكابر موآب را لرزه فرو گرفت، و جمیع سكنۀ كنعان گداخته گردیدند.
16ترس و هراس، ایشان را فروگرفت. از بزرگی بازوی تو مثل سنگ ساكت شدند، تا قوم تو ای خداوند عبور كنند، تا این قومی كه تو خریدهای، عبور كنند.
17ایشان را داخل ساخته، در جبل میراث خود غرس خواهی كرد، به مكانی كه تو ای خداوند مسكن خود ساختهای، یعنی آن مقام مقدسی كه دستهای تو ای خداوند مستحكم كرده است.
18خداوند سلطنت خواهد كرد تا ابدالا´باد.»
19زیرا كه اسبهای فرعون با ارابهها و سوارانش به دریا درآمدند، و خداوند آب دریا را بر ایشان برگردانید. اما بنیاسرائیل از میان ��ریا به خشكی رفتند.
20و مریمِ نبیه، خواهر هارون، دف را به دست خود گرفته، و همۀ زنان از عقب وی دفها گرفته، رقص كنان بیرون آمدند.
21پس مریم در جواب ایشان گفت: « خداوند را بسرایید، زیرا كه با جلالمظفر شده است؛ اسب و سوارش را به دریا انداخت.»
22پس موسی اسرائیل را از بحر قلزم كوچانید، و به صحرای شور آمدند، و سه روز در صحرا میرفتند و آب نیافتند.
23پس به مارّه رسیدند، و از آب مارّه نتوانستند نوشید زیرا كه تلخ بود. از این سبب، آن را ماره نامیدند.
24و قوم بر موسی شكایت كرده، گفتند: «چه بنوشیم؟»
25چون نزد خداوند استغاثه كرد، خداوند درختی بدو نشان داد، پس آن را به آب انداخت و آب شیرین گردید. و در آنجا فریضهای و شریعتی برای ایشان قرار داد، و در آنجا ایشان را امتحان كرد.
26و گفت: «هرآینه اگر قول یهوه، خدای خود را بشنوی، و آنچه را در نظر او راست است بجا آوری، و احكام او را بشنوی، و تمامی فرایض او را نگاه داری، همانا هیچ یك از همۀ مرضهایی را كه بر مصریان آوردهام بر تو نیاورم، زیرا كه من یهوه، شفا دهندۀ تو هستم.»
27پس به ایلیم آمدند، و در آنجا دوازده چشمۀ آب و هفتاد درخت خرما بود، و در آنجا نزد آب خیمه زدند.