Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
49 verses
1در سال بیست و پنجم اسیری ما در ابتدای سال، در دهم ماه كه سال چهاردهم بعد از تسخیر شهر بوده، در همان روز دست خداوند بر من نازل شده، مرا به آنجا برد.
2در رؤیاهای خدا مرا به زمین اسرائیل آورد. و مرا بر كوه بسیار بلند قرار داد كه بطرف جنوب آن مثل بنای شهر بود.
3و چون مرا به آنجا آورد، اینك مردی كه نمایش او مثل نمایش برنج بود و در دستش ریسمانی از كتان و نی برای پیمودن بود و نزد دروازه ایستاده بود.
4آن مرد مرا گفت: «ای پسر انسان به چشمان خود ببین و به گوشهای خویش بشنو و دل خود را به هرچه به تو نشان دهم، مشغول ساز زیرا كه تو را در اینجا آوردم تا این چیزها را به تو نشان دهم. پس خاندان اسرائیل را از هر چه میبینی آگاه ساز.»
5و اینك حصاری بیرون خانه گرداگردش بود. و به دست آن مرد نی پیمایش شش ذراعی بود كه هر ذراعش یك ذراع و یك قبضه بود. پس عرض بنا را یك نی و بلندیاش را یك نی پیمود.
6پس نزد دروازهای كه بسوی مشرق متوجّه بود آمده، به پلّههایشبرآمد. و آستانه دروازه را پیمود كه عرضش یك نی بود و عرض آستانه دیگر را كه یك نی بود.
7و طول هر غرفه یك نی بود و عرضش یك نی. و میان غرفهها مسافت پنج ذراع. و آستانه دروازه نزد رواق دروازه از طرف اندرون یك نی بود.
8و رواق دروازه را از طرف اندرون یك نی پیمود.
9پس رواق دروازه را هشت ذراع و اِسْبرهایش را دو ذراع پیمود. و رواق دروازه بطرف اندرون بود.
10و حجرههای دروازه بطرفشرقی، سه از اینطرف و سه از آنطرف بود. و هر سه را یك پیمایش و اِسْبرها را از اینطرف و آنطرف یك پیمایش بود.
11و عرض دهنه دروازه را ده ذراع و طول دروازه را سیزده ذراع پیمود.
12و محجری پیش روی حجرهها از اینطرف یك ذراع و محجری از آنطرف یك ذراع و حجرهها از این طرف شش ذراع و از آنطرف شش ذراع بود.
13و عرض دروازه را از سقف یك حجره تا سقف دیگری بیست و پنج ذراع پیمود. و دروازه در مقابل دروازه بود.
14و اِسْبَرْهارا شصت ذراع ساخت و رواق گرداگرد دروازه به اِسْبَرْها رسید.
15و پیش دروازه مدخل تا پیش رواق دروازه اندرونی پنجاه ذراع بود.
16و حجرهها و اِسْبَرْهای آنها را به اندرون دروازه پنجرههای مشبّك بهر طرف بود و همچنین رواقها را. و پنجرهها بطرف اندرون گرداگرد بود و بر اِسْبَرْها نخلها بود.
17پس مرا به صحن بیرونی آورد و اینك اطاقها و سنگ فرشی كه برای صحن از هر طرفش ساخته شده بود. و سی اطاق بر آن سنگ فرش بود.
18و سنگ فرش یعنی سنگ فرش پائینی به جانب دروازهها یعنی به اندازهطول دروازهها بود.
19و عرضش را از برابر دروازه پایینی تا پیش صحن اندرونی از طرف بیرون صد ذراع به سمت مشرق و سمت شمال پیمود.
20و طول و عرض دروازهای را كه رویش بطرف شمال صحن بیرونی بود پیمود.
21و حجرههایش سه از اینطرف و سه از آنطرف و اِسْبَرهایش و رواقهایش موافق پیمایش دروازه اوّل بود. طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع.
22و پنجرههایش و رواقهایش و نخلهایش موافق پیمایش دروازهای كه رویش به سمت مشرق است بود. و به هفت پلّه به آن برمیآمدند و رواقهایش پیش روی آنها بود.
23و صحن اندرونی را دروازهای در مقابل دروازه دیگر بطرف شمال و بطرف مشرق بود. و از دروازه تا دروازه صد ذراع پیمود.
24پس مرا بطرف جنوب برد. و اینك دروازهای به سمت جنوب و اِسْبَرهایش و رواقهایش را مثل این پیمایشها پیمود.
25و برای آن و برای رواقهایش پنجرهها مثل آن پنجرهها گرداگردش بود. و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود.
26وزینههای آن هفت پلّه داشت. و رواقش پیش آنها بود. و آن را نخلها یكی از اینطرف و دیگری از آنطرف بر اِسْبَرهایش بود.
27و صحن اندرونی بطرف جنوب دروازهای داشت و از دروازه تا دروازه به سمت جنوب صد ذراع پیمود.
28و مرا از دروازه جنوبی به صحن اندرونی آورد. و دروازه جنوبی را مثل این پیمایشها پیمود.
29و حجرههایش و اِسْبرهایش و رواقهایش موافق این پیمایشها بود. و در آن و در رواقهایش پنجرهها گرداگردش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود.
30و طول رواقی كه گرداگردش بود بیست و پنج ذراع و عرضش پنج ذراع بود.
31و رواقش به صحن بیرونی میرسید. و نخلها بر اِسْبَرهایش بود و زینهاش هشت پلّه داشت.
32پس مرا به صحن اندرونی به سمت مشرقآورد. و دروازه را مثل این پیمایشها پیمود.
33و حجرههایش و اِسْبَرهایش و رواقهایش موافق این پیمایشها بود. و درآن و در رواقهایش پنجرهها به هر طرفش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود.
34و رواقهایش بسوی صحن بیرونی و نخلها بر اِسْبَرهایش از این طرف و آنطرف بود و زینهاش هفت پلّه داشت.
35و مرا به دروازه شمالی آورد و آن را مثل این پیمایشها پیمود.
36و حجرههایش و اسبرهایش و رواقهایش را نیز. و پنجرهها گرداگردش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود.
37و اسبرهایش بسوی صحن بیرونی بود. و نخلها بر اسبرهایش از اینطرف و از آنطرف بود و زینهاش هشت پلّه داشت.
38و نزد اسبرهای دروازهها اطاقی با دروازهاش بود كه در آن قربانیهای سوختنی را میشستند.
39و در رواق دروازه دو میز از اینطرف و دو میز از آن طرف بود تا بر آنها قربانیهای سوختنی و قربانیهای گناه و قربانیهای جرم را ذبح نمایند.
40و به یك جانب از طرف بیرون نزد زینه دهنه دروازه شمالی دو میز بود. و به جانب دیگر كه نزد رواق دروازه بود دو میز بود.
41چهار میز از اینطرف و چهار میز از آنطرف به پهلوی دروازه بود یعنی هشت میز كه بر آنها ذبح میكردند.
42و چهار میز برای قربانیهای سوختنی از سنگ تراشیده بود كه طول هر یك یك ذراع و نیم و عرضش یك ذراع و نیم و بلندیاش یك ذراع بود و بر آنها آلاتی را كه به آنها قربانیهای سوختنی و ذبایح را ذبح مینمودند، مینهادند.
43و كنارههای یك قبضه قد در اندرون از هر طرف نصب بود و گوشت قربانیها بر میزها بود.
44و بیرون دروازه اندرونی، اطاقهای مغنیان در صحن اندرونی به پهلوی دروازه شمالی بود و روی آنها به سمت جنوب بود و یكی به پهلوی دروازه مشرقی كه رویش بطرف شمال میبود بود.
45و او مرا گفت: «این اطاقی كه رویش به سمت جنوب است، برای كاهنانی كه ودیعت خانه را نگاه میدارند میباشد.
46و اطاقی كه رویش به سمت شمال است، برای كاهنانی كه ودیعت مذبح را نگاه میدارند میباشد. اینانند پسران صادوق از بنی لاوی كه نزدیك خداوند میآیند تا او را خدمت نمایند.»
47و طول صحن را صد ذراع پیمود و عرضش را صد ذراع و آن مربّع بود و مذبح در برابر خانه بود.
48و مرا به رواق خانه آورد. و اسبرهای رواق را پنج ذراع از اینطرف و پنج ذراع از آنطرف پیمود. و عرض دروازه را سه ذراع از اینطرف و سه ذراع از آنطرف.
49و طول رواق بیست ذراع و عرضش یازده ذراع. و نزد زینهاش كه از آن برمیآمدند، دو ستون نزد اسبرها یكی از اینطرف و دیگری از آنطرف بود.