Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
32 verses
1و تمام جهان را یك زبان و یك لغت بود.
2و واقع شد كه چون از مشرق كوچ میكردند، همواریای در زمین شنعار یافتند و در آنجا سكنی گرفتند.
3و به یكدیگر گفتند: «بیایید، خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم.» و ایشان را آجر به جای سنگ بود، و قیر به جای گچ.
4و گفتند: «بیایید شهری برای خود بنا نهیم، و برجی را كه سرش به آسمان برسد، تا نامی برای خویشتن پیدا كنیم، مبادا بر روی تمام زمین پراكنده شویم.»
5و خداوند نزول نمود تا شهر و برجی را كه بنیآدم بنا میكردند، ملاحظه نماید.
6و خداوند گفت: «همانا قوم یكی است و جمیع ایشان را یك زبان و این كار را شروع كردهاند، و الا´ن هیچ كاری كه قصد آن بكنند، از ایشان ممتنع نخواهد شد.
7اكنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش سازیم تا سخن یكدیگر را نفهمند.»
8پس خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراكنده ساخت و از بنای شهر باز ماندند.
9از آن سبب آنجا را بابل نامیدند، زیرا كه در آنجا خداوند لغت تمامی اهل جهان را مشوش ساخت. و خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراكنده نمود.
10این است پیدایش سام. چون سام صد ساله بود، اَرْفَكشاد را دو سال بعد از طوفان آورد.
11و سام بعد از آوردن ارفكشاد، پانصد سال زندگانیكرد و پسران و دختران آورد.
12و ارفكشاد سی و پنج سال بزیست و شالح را آورد.
13و ارفكشاد بعد از آوردن شالح، چهار صد و سه سال زندگانی كرد و پسران و دختران آورد.
14و شالح سی سال بزیست، و عابر را آورد.
15و شالح بعد از آوردن عابر، چهارصد و سه سال زندگانی كرد و پسران و دختران آورد.
16و عابر سی و چهار سال بزیست و فالج را آورد.
17و عابر بعد از آوردن فالج، چهار صد و سی سال زندگانی كرد و پسران و دختران آورد.
18و فالِج سی سال بزیست، و رَعُو را آورد.
19و فالج بعد از آوردن رعو، دویست و نه سال زندگانی كرد و پسران و دختران آورد.
20و رعو سی و دو سال بزیست، و سروج را آورد.
21و رعو بعد از آوردن سَرُوْج، دویست و هفت سال زندگانی كرد و پسران و دختران آورد.
22و سروج سی سال بزیست، و ناحور را آورد.
23و سروج بعد از آوردن ناحور، دویست سال بزیست و پسران و دختران آورد.
24و ناحور بیست و نه سال بزیست، و تارح را آورد.
25و ناحور بعد از آوردن تارح، صد و نوزده سال زندگانی كرد و پسران و دختران آورد.
26و تارح هفتاد سال بزیست، و اَبرام و ناحور و هاران را آورد.
27و این است پیدایش تارح كه تارح، ابرام و ناحور و هاران را آورد، و هاران، لوط را آورد.
28و هاران پیش پدر خود، تارَح در زادبوم خویش در اورِ كلدانیان بمرد.
29و ابرام و ناحور زنان برای خود گرفتند. زن ابرام را سارای نام بود. و زن ناحور را مِلكَه نام بود، دختر هاران، پدر مِلكَه و پدر یسكَه.
30اما سارای نازاد مانده، ولدی نیاورد.
31پس تارح پسر خود ابرام، و نوادۀ خود لوط، پسر هاران، و عروس خود سارای، زوجۀ پسرش ابرام را برداشته، با ایشان از اور كلدانیانبیرون شدند تا به ارض كنعان بروند، و به حران رسیده، در آنجا توقف نمودند.
32و مدت زندگانی تارح، دویست و پنج سال بود، و تارح در حران مرد.