Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
29 verses
1و خدا، نوح و پسرانش را بركت داده،بدیشان گفت: «بارور و كثیر شوید و زمین را پر سازید.
2و خوف شما و هیبت شما بر همۀ حیوانات زمین و بر همۀ پرندگان آسمان، و بر هر چه بر زمین میخزد، و بر همۀ ماهیان دریا خواهد بود؛ به دست شما تسلیم شدهاند.
3و هر جنبندهای كه زندگی دارد، برای شما طعام باشد. همه را چون علف سبز به شما دادم،
4مگر گوشت را با جانش كه خون او باشد، مخورید.
5و هر آینه انتقام خون شما را برای جان شما خواهم گرفت. از دست هر حیوان آن را خواهم گرفت. و از دست انسان، انتقام جان انسان را از دست برادرش خواهم گرفت.
6هر كه خون انسان ریزد، خون وی به دست انسان ریخته شود، زیرا خدا انسان را به صورت خود ساخت.
7و شما بارور و كثیر شوید، و در زمین منتشر شده، در آن بیفزایید.»
8و خدا نوح و پسرانش را با وی خطاب كرده، گفت:
9«اینك من عهد خود را با شما و بعد از شما با ذریت شما استوار سازم،
10و با همۀ جانورانی كه با شما باشند، از پرندگان و بهایم وهمۀ حیوانات زمین با شما، با هر چه از كشتی بیرون آمد، حتی جمیع حیوانات زمین.
11عهد خود را با شما استوار میگردانم كه بار دیگر هر ذیجسد از آب طوفان هلاك نشود، و طوفان بعد از این نباشد تا زمین را خراب كند. »
12و خدا گفت: «اینست نشان عهدی كه من میبندم، در میان خود و شما، و همۀ جانورانی كه با شما باشند، نسلاً بعد نسل تا به ابد:
13قوس خود را در ابر میگذارم، و نشان آن عهدی كه در میان من و جهان است، خواهد بود.
14و هنگامی كه ابر را بالای زمین گسترانم، و قوس در ابر ظاهر شود،
15آنگاه عهد خود را كه در میان من و شما و همۀ جانوران ذیجسد میباشد، بیاد خواهم آورد. و آب طوفان دیگر نخواهد بود تا هر ذیجسدی را هلاك كند.
16و قوس در ابر خواهد بود، و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را كه در میان خدا و همۀ جانوران است، از هر ذیجسدی كه بر زمین است. »
17و خدا به نوح گفت: «این است نشان عهدی كه استوار ساختم در میان خود و هر ذیجسدی كه بر زمین است. »
18و پسران نوح كه از كشتی بیرون آمدند، سام و حام و یافث بودند. و حام پدر كنعان است.
19اینانند سه پسر نوح، و از ا��شان تمامی جهان منشعب شد.
20و نوح به فلاحت زمین شروع كرد، و تاكستانی غرس نمود.
21و شراب نوشیده، مستشد، و در خیمۀ خود عریان گردید.
22و حام، پدر كنعان، برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد.
23و سام و یافث، ردا را گرفته، بر كتف خود انداختند، و پسپس رفته، برهنگی پدر خود را پوشانیدند. و روی ایشان باز پس بود كه برهنگی پدر خود را ندیدند.
24و نوح از مستی خود به هوش آمده، دریافت كه پسر كهترش با وی چه كرده بود.
25پس گفت: «كنعان ملعون باد! برادران خود را بندۀ بندگان باشد.»
26و گفت: «متبارك باد یهوه خدای سام! و كنعان، بندۀ او باشد.
27خدا یافث را وسعت دهد، و در خیمههای سام ساكن شود، و كنعان بندۀ او باشد. »
28و نوح بعد از طوفان، سیصد و پنجاه سال زندگانی كرد.
29پس جملۀ ایام نوح نهصد و پنجاه سال بود كه مرد.