Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
27 verses
1خداوند به من چنین گفت كه «برو و كمربند كتانی برای خود بخر و آن را به كمر خود ببند و آن را در آب فرو مبر.»
2پس كمربند را موافق كلام خداوند خریدم و به كمر خود بستم.
3و كلام خداوند بار دیگر به من نازل شده، گفت:
4«این كمربند را كه خریدی و به كمر خود بستی بگیر و به فرات رفته، آن را در شكاف صخره پنهان كن.»
5پس رفتم و آن را در فرات برحسب آنچه خداوند به من فرموده بود پنهان كردم.
6و بعد از مرور ایام بسیار خداوند مرا گفت: «برخاسته، به فرات برو و كمربندی را كه تو را امر فرمودم كه در آنجا پنهان كنی از آنجا بگیر.»
7پس به فَرات رفتم و كَنْده كمربند را از جایی كه آن را پنهان كرده بودم گرفتم و اینك كمربند پوسیده و لایق هیچكار نبود.
8و كلام خداوند به من نازل شده، گفت:
9« خداوند چنین میفرماید: تكبّر یهودا و تكبّر عظیم اورشلیم را همچنین تباه خواهم ساخت.
10و این قوم شریری كه از شنیدن قول من ابا نموده، سركشی دل خود را پیروی مینمایند و در عقب خدایان غیر رفته، آنها را عبادت و سجده میكنند، مثل این كمربندی كه لایق هیچكار نیست خواهند شد.
11زیرا خداوند میگوید: چنانكه كمربند به كمر آدمی میچسبد، همچنان تمامی خاندان اسرائیل و تمامی خاندان یهودا رابه خویشتن چسبانیدم تا برای من قوم و اسم و فخر و زینت باشند اما نشنیدند.
12پس این كلام را به ایشان بگو: یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید: هر مشك از شراب پر خواهد شد و ایشان به تو خواهند گفت: مگر مانمیدانیم كه هر مشك از شراب پر خواهد شد؟
13پس به ایشان بگو: خداوند چنین میگوید: جمیع ساكنان این زمین را با پادشاهانی كه بر كرسی داود مینشینند و كاهنان و انبیا و جمیع سكنه اورشلیم را به مستی پر خواهم ساخت.
14و خداوند میگوید: ایشان را یعنی پدران و پسران را با یكدیگر بهم خواهم انداخت. از هلاك ساختن ایشان شفقت و رأفت و رحمت نخواهم نمود.»
15بشنوید و گوش فرا گیرید و مغرور مشوید زیرا خداوند تكلّم مینماید.
16برای یهوه خدای خود جلال را توصیف نمایید قبل از آنكه تاریكی را پدید آورد و پایهای شما بر كوههای ظلمت بلغزد. و چون منتظر نور باشید آن را به سایه موت مبدّل ساخته، به ظلمت غلیظ تبدیل نماید.
17و اگر این را نشنوید، جان من در خفا به سبب تكبّر شما گریه خواهد كرد و چشم من زارزار گریسته، اشكها خواهد ریخت از این جهت كه گله خداوند به اسیری برده شده است.
18به پادشاه و ملكه بگو خویشتن را فروتن ساخته، بنشینید زیرا كه افسرها یعنی تاجهای جلال شما افتاده است.
19شهرهای جنوب مسدود شده، كسی نیست كه آنها را مفتوح سازد. و تمامی یهودا اسیر شده، بالكلّ به اسیری رفته است.
20چشمان خود را بلند كرده، آنانی را كه از طرف شمال میآیند بنگرید. گلهای كه به تو داده شد وگوسفندان زیبایی تو كجا است؟
21اما چون او یارانت را به حكمرانی تو نصب كند چه خواهی گفت؟ چونكه تو ایشان را بر ضرر خود آموخته كردهای. آیا دردها مثل زنی كه میزاید تو را فرو نخواهد گرفت؟
22و اگر در دل خود گویی این چیزها چرا به من واقع شده است، (بدانكه) به سبب كثرت گناهانت دامنهایت گشاده شده و پاشنههایت به زور برهنه گردیده است.
23آیا حبشی، پوست خود را تبدیل تواند نمود یا پلنگ، پیسههای خویش را؟ آنگاه شما نیز كه به بدی كردن معتاد شدهاید نیكویی توانید كرد؟
24و من ایشان را مثل كاه كه پیش روی باد صحرا رانده شود پراكنده خواهم ساخت.
25خداوند میگوید: «قرعه تو و نصیبی كه از جانب من برای تو پیموده شده این است، چونكه مرا فراموش كردی و به دروغ اعتماد نمودی.
26پس من نیز دامنهایت را پیش روی تو منكشف خواهم ساخت و رسوایی تو دیده خواهد شد.
27فسق و شیهههای تو و زشتی زناكاری تو و رجاسات تو را بر تلّهای بیابان مشاهده نمودم. وای بر تو ای اورشلیم تا به كی دیگر طاهر نخواهی شد!»