Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
32 verses
1و در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا واقع شد كه این كلام از جانب خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
2«طوماری برای خود گرفته، تمامی سخنانی را كه من درباره اسرائیل و یهودا و همه امّتها به تو گفتم از روزی كه به تو تكلّم نمودم یعنی از ایام یوشیا تا امروز در آن بنویس.
3شاید كه خاندان یهودا تمامی بلا را كه من میخواهم بر ایشان وارد بیاورم گوش بگیرند تا هر كدام از ایشان از راه بد خود بازگشت نمایند و من عصیان و گناهان ایشان را بیامرزم.»
4پس ارمیا باروك بن نَیریا را خواند و باروك از دهان ارمیا تمامی كلام خداوند را كه به او گفته بود در آن طومار نوشت.
5و ارمیا باروك را امر فرموده، گفت: «من محبوس هستم و نمیتوانم به خانه خداوند داخل شوم.
6پس تو برو و سخنان خداوند را از طوماری كه از دهان من نوشتی در روز صَوْم در خانه خداوند در گوش قوم بخوان و نیز آنها را در گوش تمامی یهودا كه از شهرهای خود میآیند بخوان.
7شاید كه به حضور خداوند استغاثه نمایند و هر كدام از ایشان از راه بد خود بازگشت كنند زیرا كه خشم و غضبی كه خداوند درباره این قوم فرموده است عظیم میباشد.»
8پس باروك بن نیریا به هر آنچه ارمیا نبی او راامر فرموده بود عمل نمود و كلام خداوند را در خانه خداوند از آن طومار خواند.
9و در ماه نهم از سال پنجم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا، برای تمامی اهل اورشلیم و برای همه كسانی كه از شهرهای یهودا به اورشلیم میآمدند، برای روزه به حضور خداوند ندا كردند.
10و باروك سخنان ارمیا را از آن طومار در خانه خداوند در حجره جَمَریا ابن شافان كاتب در صحن فوقانی نزد دهنه دروازه جدید خانه خداوند به گوش تمامی قوم خواند.
11و چون میكایا ابن جَمَریا ابن شافان تمامی سخنان خداوند را از آن طومار شنید،
12به خانه پادشاه به حجره كاتب آمد و اینك جمیع سروران در آنجا نشسته بودند یعنی اَلِیشاماع كاتب و دَلایا ابن شَمَعْیا و اَلنْاتان بن عَكبُور و جَمَریا ابن شافان و صِدِقیا ابن حَنَنْیا و سایر سروران.
13پس میكایا تمامی سخنانی را كه از باروك وقتی كه آنها را به گوش خلق از طومار میخواند شنید برای ایشان باز گفت.
14��نگاه تمامی سروران یهودی ابن نَتَنْیا ابن شَلَمْبا ابن كُوشی را نزد باروك فرستادند تا بگوید: «آن طوماری را كه به گوش قوم خواندی به دست خود گرفته، بیا.» پس باروك بن نَیریا طومار را به دست خود گرفته، نزد ایشان آمد.
15و ایشان وی را گفتند: «بنشین و آن را به گوشهای ما بخوان.» و باروك به گوش ایشان خواند.
16و واقع شد كه چون ایشان تمامی این سخنان را شنیدند با ترس به یكدیگر نظر افكندند و به باروك گفتند: «البته تمامی این سخنان را به پادشاه بیان خواهیم كرد.»
17و از باروك سؤال كرده، گفتند: «ما را خبر بده كه تمامی این سخنان را چگونه از دهان او نوشتی.»
18باروك به ایشان گفت: «او تمامی این سخنان را از دهان خود برای من میخواند و من با مركّب در طومار مینوشتم.»
19سروران به باروك گفتند: «تو و ارمیا رفته، خویشتن را پنهان كنید تا كسی نداند كه كجا میباشید.»
20پس طومار را در حجره اَلِیشاماع كاتب گذاشته، به سرای پادشاه رفتند وتمامی این سخنان را به گوش پادشاه باز گفتند.
21و پادشاه یهودی را فرستاد تا طومار را بیاورد و یهودی آن را از حجره الیشاماع كاتب آورده، در گوش پادشاه و در گوش تمامی سرورانی كه به حضور پادشاه حاضر بودند خواند.
22و پادشاه در ماه نهم در خانه زمستانی نشسته و آتش پیش وی بر منقل افروخته بود.
23و واقع شد كه چون یهودی سه چهار ورق خوانده بود، (پادشاه) آن را با قلمتراش قطع كرده، در آتشی كه بر منقل بود انداخت تا تمامی طومار در آتشی كه در منقل بود سوخته شد.
24و پادشاه و همه بندگانش كه تمامی این سخنان را شنیدند، نه ترسیدند و نه جامه خود را چاك زدند.
25لیكن اَلناتان و دَلایا و جَمَریا از پادشاه التماس كردند كه طومار را نسوزاند اما به ایشان گوش نگرفت.
26بلكه پادشاه یرَحْمِیئیل شاهزاده و سَرایا ابن عَزَرْئیل و شَلَمْیا ابن عَبْدِئیل را امر فرمود كه باروك كاتب و ارمیا نبی را بگیرند. اما خداوند ایشان را مخفی داشت.
27و بعد از آنكه پادشاه طومار و سخنانی را كه باروك از دهان ارمیا نوشته بود سوزانید، كلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
28«طوماری دیگر برای خود باز گیر و همه سخنان اولین را كه در طومار نخستین كه یهویاقیم پادشاه یهودا آن را سوزانید بر آن بنویس.
29و به یهویاقیم پادشاه یهودا بگو خداوند چنین میفرماید: تو این طوماررا سوزانیدی و گفتی چرا در آن نوشتی كه پادشاه بابل البته خواهد آمد و این زمین را خراب كرده، انسان و حیوان را از آن نابود خواهد ساخت.
30بنابراین خداوند درباره یهویاقیم پادشاه یهودا چنین میفرماید كه برایش كسی نخواهد بود كه بر كرسی داود بنشیند و لاش او روز در گرما و شب در سرما بیرون افكنده خواهد شد.
31و بر او و بر ذریتّش و بر بندگانش عقوبت گناه ایشان را خواهم آورد و بر ایشان و بر سكنه اورشلیم و مردان یهودا تمامی آن بلا را كه دربارهایشان گفتهام خواهم رسانید زیرا كه مرا نشنیدند.»
32پس ارمیا طوماری دیگر گرفته، به باروك بن نیریای كاتب سپرد و او تمامی سخنان طوماری را كه یهویاقیم پادشاه یهودا به آتش سوزانیده بود از دهان ارمیا در آن نوشت و سخنان بسیاری نیز مثل آنها بر آن افزوده شد.