Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
37 verses
1پس الِیهو تكلّم نموده، گفت:
2«ایحكیمان سخنان مرا بشنوید، و ای عارفان، به من گوش گیرید.
3زیرا گوش، سخنان را امتحان میكند، چنانكه كام، طعام را ذوق مینماید.
4انصاف را برای خود اختیار كنیم، و در میان خود نیكویی را بفهمیم.
5چونكه ایوب گفته است كه بیگناه هستم. و خدا داد مرا از من برداشته است.
6هرچند انصاف با من است دروغگو شمرده شدهام، و هرچند بیتقصیرم، جراحت من علاجناپذیر است.
7كدام شخص مثل ایوب است كه سُخریه را مثل آب مینوشد
8كه در رفاقت بدكاران سالك میشود، و با مردان شریر رفتار مینماید؟
9زیرا گفته است انسان را فایدهای نیست كه رضامندی خدا را بجوید.
10پس الا´ن ای صاحبان فطانت مرا بشنوید؛ حاشا از خدا كه بدی كند، و از قادرمطلق، كه ظلم نماید.
11زیرا كه انسان را به حسب عملش مكافات میدهد، و بر هركس موافق راهش میرساند.
12و به درستی كه خدا بدی نمیكند، و قادر مطلق انصاف را منحرف نمیسازد.
13كیست كه زمین را به او تفویض نموده، و كیست كه تمامی ربع مسكون را به او سپرده باشد.
14اگر او دل خود را به وی مشغول سازد، اگر روح و نفخه خویش را نزد خود بازگیرد،
15تمامی بشر با هم هلاك میشوند و انسان به خاك راجع میگردد.
16پس اگر فهم داری این را بشنو، و به آواز كلام من گوش ده.
17آیا كسی كه از انصاف نفرت دارد سلطنت خواهد نمود؟ و آیا عادل كبیر را به گناه اسناد میدهی؟
18آیا به پادشاه گفته میشود كه تو لئیم هستی، یا به نجیبان كه شریر میباشید؟
19پس چگونه به آنكه امیران را طرفداری نمینماید و دولتمند را بر فقیر ترجیح نمیدهد. زیرا كه جمیع ایشان عمل دستهای ویاند؟
20در لحظهای در نصف شب میمیرند. قوم مشوّش شده، میگذرند، و زورآوران بیواسطه دست انسان هلاك میشوند.
21«زیرا چشمان او بر راههای انسان میباشد، و تمامی قدمهایش را مینگرد.
22ظلمتی نیست و سایه موت نی، كه خطاكاران خویشتن را درآن پنهان نمایند.
23زیرا اندك زمانی بر احدی تأمّل نمیكند تا او پیش خدا به محاكمه بیاید.
24زورآوران را بدون تفحّص خُرد میكند، و دیگران را به جای ایشان قرار میدهد.
25هرآینه اعمال ایشان را تشخیص مینماید، و شبانگاه ایشان را واژگون میسازد تا هلاك شوند.
26به جای شریران ایشان را میزند، در مكاننظركنندگان.
27از آن جهت كه از متابعت او منحرف شدند، و در همه طریقهای وی تأمّل ننمودند.
28تا فریاد فقیر را به او برسانند، و او فغان مسكینان را بشنود.
29چون او آرامی دهد كیست كه در اضطراب اندازد، و چون روی خود را بپوشاند كیست كه او را تواند دید؟ خواه به امّتی خواه به انسانی مساوی است،
30تا مردمان فاجر سلطنت ننمایند و قوم را به دام گرفتار نسازند.
31لیكن آیا كسی هست كه به خدا بگوید: سزا یافتم، دیگر عصیان نخواهم ورزید،
32و آنچه را كه نمیبینم تو به من بیاموز، و اگر گناه كردم بار دیگر نخواهم نمود؟
33آیا برحسب رأی تو جزا داده، خواهد گفت: چونكه تو رد میكنی پس تو اختیار كن و نه من، و آنچه صواب میدانی بگو؟
34صاحبان فطانت به من خواهند گفت، بلكه هر مرد حكیمی كه مرا میشنود
35كه ایوب بدون معرفت حرف میزند و كلام او از روی تعقّل نیست.
36كاش كه ایوب تا به آخر آزموده شود، زیرا كه مثل شریران جواب میدهد.
37چونكه بر گناه خود طغیان را مزید میكند و در میان ما دستك میزند و به ضّد خدا سخنان بسیار میگوید.»