Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
18 verses
1و قسمت سبط مَنَسَّی این شد، زیرا كهاو نخستزادۀ یوسف بود. و اما ماكیر نخستزادۀ مَنَسَّی كه پدر جِلْعاد باشد، چونكه مرد جنگی بود، جِلْعاد و باشان به او رسید.
2و برای پسران دیگر مَنَسَّی به حسب قبایل ایشان قسمتی شد، یعنی برای پسران اَبیعَزَر، و برای پسران هالَك، و برای پسران اَسْرِئیل، و برای پسران شَكیم، و برای پسران حافَرْ، و برای پسران شَمیداع. اینان اولاد ذكور مَنَسَّی بنیوسف برحسب قبایل ایشان میباشند.
3و اما صَلُفْحاد بنحافَر بنجِلْعاد بنماكیر بنمَنَسَّی را پسران نبود، بلكه دختران. و اینهاست نامهای دخترانش: مَحْلَه و نُوْعَه و حُجْلَه و مِلْكَه و تِرْصَه.
4پس ایشان نزد العازار كاهن و نزد یوشع بننون و نزد رؤسا آمده، گفتند كه « خداوند موسی را امر فرمود كه ملكی در میان برادران ما به ما بدهد.» پس برحسب فرمان خداوند ، ملكی در میان برادران پدرشان به ایشان داد.
5و به مَنَسَّی سوای زمین جِلعاد و باشان كه به آن طرف اُرْدُن واقع است، ده حصّه رسید.
6زیرا كه دختران مَنَسَّی، ملكی در میان پسرانش یافتند، و پسران دیگر مَنَسَّی، جِلْعاد را یافتند.
7و حد مَنَسَّی از اشیر تا مَكْمَتَه كه مقابل شَكیم است، بود، و حدش به طرف راست تا ساكنان عین تَفُّوح رسید.
8و زمین تَفُّوح از آن مَنَسَّی بود، اما تَفُّوح كه به سرحد مَنَسَّی واقع است، از آن بنیافرایم بود.
9و حدش به وادی قانه یعنی به طرف جنوب وادی برآمد، و این شهرها از میان شهرهای مَنَسَّی، ملك افرایم بود؛ و حد مَنَسَّی به طرف شمال وادی و انتهایش به دریا بود.
10جنوب آن از آنِ افرایم، و شمال آن از آن مَنَسَّی و دریا حد او بود، و ایشان به سوی شمال تا اَشیر و به سوی مشرق تا یسّاكار رسیدند.
11و مَنَسَّی در یسّاكار و در اَشیر بیتشان و قصبههایش، و یبْلَعام و قصبههایش، و ساكنان دُور و قصبههایش، و ساكنان عین دور و قصبههایش، و ساكنان تَعْناك و قصبههایش، و ساكنان مَجِدُّو و قصبههایش، یعنی سه محال كوهستانی داشت.
12لیكن بنیمَنَسَّی ساكنان آن شهرها را نتوانستند بیرون كنند، و كنعانیان جازم بودند كه در آن زمین ساكن باشند.
13و واقع شد كه چون بنیاسرائیل قوت یافتند، از كنعانیان جزیه گرفتند، لیكن ایشان را بالكل بیرون نكردند.
14و بنییوسف یوشع را خطاب كرده، گفتند: «چرا یك قرعه و یك حصه فقط به من برای ملكّیت دادی؟ و حال آنكه من قوم بزرگ هستم، چونكه خداوند تا الا´ن مرا بركت داده است.»
15یوشع به ایشان گفت: «اگر تو قوم بزرگ هستی به جنگل برآی و در آنجا در زمین فَرِزّیان و رفائیان برای خود مكانی صاف كن، چونكه كوهستان افرایم برای تو تنگ است.»
16بنییوسف گفتند: «كوهستان برای ما كفایتنمیكند، و جمیع كنعانیان ك�� در زمین وادی ساكنند، ارابههای آهنین دارند، چه آنانی كه در بیتشان و قصبههایش، و چه آنانی كه در وادی یزْرَعِیل هستند.»
17پس یوشع به خاندان یوسف یعنی به افرایم و مَنَسَّی خطاب كرده، گفت: «تو قوم بزرگ هستی و قوت بسیار داری، برای تو یك قرعه نخواهد بود.
18بلكه كوهستان نیز از آن تو خواهد بود، و اگر چه آن جنگل است آن را خواهی برید، و تمامی حدودش مال تو خواهد بود زیرا كه كنعانیان را بیرون خواهی كرد، اگر چه ارابههای آهنین داشته، و زورآور باشند.»