Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
35 verses
1و خداوند به یوشع گفت: «مترس و هراسان مباش. تمامی مردان جنگی را با خود بردار و برخاسته، به عای برو. اینك مَلِك عای و قوم او و شهرش و زمینش را به دست تو دادم.
2و به عای و ملكش به طوری كه به اریحا و ملكش عمل نمودی بكن، لیكن غنیمتش را با بهایمش برای خود به تاراج گیرید و در پشت شهر كمین ساز.»
3پس یوشع و جمیع مردان جنگی برخاستند تا به عای بروند. و یوشع سی هزار نفر از مردان دلاور انتخاب كرده، ایشان را در شب فرستاد.
4و ایشان را امر فرموده، گفت: «اینك شما برای شهر در كمین باشید، یعنی از پشت شهر و از شهر بسیار دور مروید، و همۀ شما مستعد باشید.
5و من و تمام قومی كه با منند، نزدیك شهر خواهیم آمد، و چون مثل دفعۀ اول به مقابله ما بیرون آیند، از پیش ایشان فرار خواهیم كرد.
6و ما را تعاقب خواهند كرد تا ایشان را از شهر دور سازیم، زیرا خواهند گفت كه مثل دفعۀ اول از حضور ما فرار میكنند؛ پس از پیش ایشان خواهیم گریخت.
7آنگاه از كمینگاه برخاسته، شهر را به تصرف آورید، زیرا یهُوَه، خدای شما آن را به دست شما خواهد داد.
8و چون شهر را گرفته باشید، پس شهر را به آتش بسوزانید و موافق سخن خداوند به عمل آورید. اینك شما را امر نمودم.»
9پس یوشع ایشان را فرستاد و به كمینگاه رفته، در میان بیتئیل و عای به طرف غربی عای ماندند و یوشعآن شب را در میان قوم بسر برد.
10و یوشع بامدادان بزودی برخاسته، قوم را صفآرایی نمود، و او با مشایخ اسرائیل پیش روی قوم بسوی عای روانه شدند.
11و تمامی مردان جنگی كه با وی بودند روانه شده، نزدیك آمدند و در مقابل شهر رسیده، به طرف شمال عای فرود آمدند. و در میان او و عای وادیای بود.
12و قریب به پنج هزار نفر گرفته، ایشان را در میان بیتئیل و عای به طرف غربی شهر در كمین نهاد.
13پس قوم، یعنی تمامی لشكر كه به طرف شمالی شهر بودند و آنانی را كه به طرف غربی شهر در كمین بودند قرار دادند؛ و یوشع آن شب در میان وادی رفت.
14و چون ملك عای این را دید او و تمامی قومش تعجیل نموده، به زودی برخاستند، و مردان شهر به مقابلۀ بنیاسرائیل برای جنگ به جای معین پیش عربه بیرون رفتند؛ و او ندانست كه در پشت شهر برای وی در كمین هستند.
15و یوشع و همۀ اسرائیل خود را از حضور ایشان منهزم ساخته، به راه بیابان فرار كردند.
16و تمامی قومی را كه در شهر بودند ندا در دادند تا ایشان را تعاقب كنند. پس یوشع را تعاقب نموده، از شهر دور شدند.
17و هیچكس در عای و بیتئیل باقی نماند كه از عقب بنیاسرائیل بیرون نرفت، و دروازههای شهر را باز گذاشته، اسرائیل را تعاقب نمودند.
18و خداوند به یوشع گفت: «مزراقی كه در دست توست، بسوی عای دراز كن، زیرا آن را به دست تو دادم؛ و یو��ع، مزراقی را كه به دست خود داشت به سوی شهر دراز كرد.
19و آنانی كه در كمین بودند، بزودی از جای خود برخاستند و چون او دست خود را دراز كرد، دویدند و داخل شهر شده، آن را گرفتند و تعجیل نموده، شهر رابه آتش سوزانیدند.
20و مردان عای بر عقب نگریسته، دیدند كه اینك دود شهر بسوی آسمان بالا میرود. پس برای ایشان طاقت نماند كه به این طرف و آن طرف بگریزند. و قومی كه به سوی صحرا میگریختند بر تعاقبكنندگان خود برگشتند.
21و چون یوشع و تمامی اسرائیل دیدند كه آنانی كه در كمین بودند، شهر را گرفتهاند و دود شهر بالا میرود، ایشان برگشته، مردان عای را شكست دادند.
22و دیگران به مقابلۀ ایشان از شهر بیرون آمدند، و ایشان در میان اسرائیل بودند. آنان از یك طرف و اینان از طرف دیگر و ایشان را میكشتند به حدی كه كسی از آنها باقی نماند و نجات نیافت.
23و ملك عای را زنده گرفته، او را نزد یوشع آوردند.
24و واقع شد كه چون اسرائیل از كشتن همۀ ساكنان عای در صحرا و در بیابانی كه ایشان را در آن تعاقب مینمودند فارغ شدند، و همۀ آنها از دم شمشیر افتاده، هلاك گشتند، تمامی اسرائیل به عای برگشته، آن را به دم شمشیر كشتند.
25و همۀ آنانی كه در آن روز از مرد و زن افتادند، دوازده هزار نفر بودند یعنی تمامی مردمان عای.
26زیرا یوشع دست خود را كه با مزراق دراز كرده بود، پس نكشید تا تمامی ساكنان عای را هلاك كرد.
27لیكن بهایم و غنیمت آن شهر را اسرائیل برای خود به تاراج بردند موافق كلام خداوند كه به یوشع امر فرموده بود.
28پس یوشع عای را سوزانید و آن را تودۀ ابدی و خرابه ساخت كه تا امروز باقی است.
29و ملك عای را تا وقت شام به دار كشید، و در وقت غروب آفتاب، یوشع فرمود تا لاش او را از دار پایین آورده، او را نزد دهنۀدروازۀ شهر انداختند و تودۀ بزرگ از سنگها بر آن برپا كردند كه تا امروز باقی است.
30آنگاه یوشع مذبحی برای یهُوَه، خدای اسرائیل در كوه عیبال بنا كرد.
31چنانكه موسی، بندۀ خداوند ، بنیاسرائیل را امر فرموده بود، به طوری كه در كتاب تورات موسی مكتوب است، یعنی مذبحی از سنگهای ناتراشیده كه كسی بر آنها آلات آهنین بلند نكرده بود و بر آن قربانیهای سلامتی برای خداوند گذرانیدند و ذبایح سلامتی ذبح كردند.
32و در آنجا بر آن سنگها نسخۀ تورات موسی را كه نوشته بود به حضور بنیاسرائیل مرقوم ساخت.
33و تمامی اسرائیل و مشایخ و رؤسا و داوران ایشان به هر دو طرف تابوت پیش لاویان كَهَنه كه تابوت عهد خداوند را برمیداشتند ایستادند، هم غریبان و هم متوطنان؛ نصف ایشان به طرف كوه جَرِزیم و نصف ایشان به طرف كوه عیبال چنانكه موسی بندۀ خداوند امر فرموده بود، تا قوم اسرائیل را اول بركت دهند.
34و بعد از آن تمامی سخنان شریعت، هم بركتها و هم لعنتها را به طوری كه در كتاب تورات مرقوم است، خواند.
35از هر چه موسی امر فرموده بود، حرفی نبود كه یوشع به حضور تمام جماعت اسرائیل با زنان و اطفال و غریبانی كه در میان ایشان میرفتند، نخواند.