Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
31 verses
1و در آن ایام در اسرائیل پادشاهی نبود.و در آن روزها سبط دان، مُلكی برای سكونت خود طلب میكردند، زیرا تا در آن روز مُلك ایشان در میان اسباط اسرائیل به ایشان نرسیده بود.
2و پسران دان از قبیلۀ خویش پنج نفر از جماعت خود كه مردان جنگی بودند، از صُرعه و اَشتاؤل فرستادند تا زمین را جاسوسی و تفحص نمایند، و به ایشان گفتند: «بروید و زمین را تفحص كنید.» پس ایشان به كوهستان افرایم به خانۀ میخا آمده، در آنجا منزل گرفتند.
3و چون ایشان نزد خانۀ میخا رسیدند، آواز جوان لاوی را شناختند و به آنجا برگشته، او را گفتند: «كیست كه تو را به اینجا آوردهاست و در این مكان چه میكنی و در اینجا چه داری؟»
4او به ایشان گفت: «میخا با من چنین و چنان رفتار نمودهاست، و مرا اجیر گرفته، كاهن او شدهام.»
5وی را گفتند: «از خدا سؤال كن تا بدانیم آیا راهی كه در آن میرویم خیر خواهد بود.»
6كاهن به ایشان گفت: «به سلامتی بروید. راهی كه شما میروید منظور خداوند است.»
7پس آن پنج مرد روانه شده، به لایش رسیدند. و خلقی را كه در آن بودند، دیدند كه در امنیت و به رسم صیدونیان در اطمینان و امنیت ساكن بودند. و در آن زمین صاحب اقتداری نبود كه اذیت رساند و از صیدونیان دور بوده، با كسی كار نداشتند.
8پس نزد برادران خود به صُرْعَه و اَشْتاؤل آمدند. و برادران ایشان به ایشان گفتند: « چه خبر دارید؟»
9گفتند: «برخیزیم و بر ایشان هجوم آوریم، زیرا كه زمین را دیدهایم كه اینك بسیار خوب است، و شما خاموش هستید. پس كاهلی مورزید بلكه رفته، داخل شوید و زمین را در تصرف آورید.
10و چون داخل شوید، به قوم مطمئن خواهید رسید، و زمین بسیار وسیع است، و خدا آن را به دست شما داده است؛ و آن جایی است كه از هرچه در جهان است، باقی ندارد.»
11پس ششصد نفر از قبیلۀ دان مسلح شده، به آلات جنگ از آنجا یعنی از صُرْعَه و اَشْتاؤل روانه شدند.
12و برآمده، در قریۀ یعاریم در یهودا اردو زدند. لهذا تا امروز آن مكان را مِحنَه دان میخوانند و اینك در پشت قریۀ یعاریم است.
13و از آنجا به كوهستان افرایم گذشته، به خانۀ میخا رسیدند.
14و آن پنج نفر كه برای جاسوسی زمین لایش رفته بودند، برادران خود را خطاب كرده، گفتند: «آیا میدانید كه در این خانهها ایفود و ترافیم و تمثال تراشیده و تمثال ریخته شدهای هست؟ پس الا´ن فكر كنید كه چه باید بكنید.»
15پس به آنسو برگشته، به خانۀ جوان لاوی، یعنی به خانۀ میخا آمده، سلامتی او را پرسیدند.
16و آن ششصد مرد مسلح شده، به آلات جنگ كه از پسران دان بودند، در دهنۀ دروازه ایستاده بودند.
17و آن پنج نفر كه برای جاسوسی زمین رفته بودند برآمده، به آنجا داخل شدند، و تمثال تراشیده و ایفود و ترافیم و تمثال ریخته شده را گرفتند، و كاهن با آن ششصد مرد مسلح شده، به آلات جنگ به ��هنۀ دروازه ایستاده بود.
18و چون آنها به خانۀ میخا داخل شده، تمثال تراشیده و ایفود و ترافیم و تمثال ریخته شده را گرفتند، كاهن به ایشان گفت: «چه میكنید؟»
19ایشان به وی گفتند: «خاموش شده، دست را بر دهانت بگذار و همراه ما آمده، برای ما پدر و كاهن باش. كدام برایت بهتر است كه كاهن خانۀ یك شخص باشی یا كاهن سبطی و قبیلهای در اسرائیل شوی؟»
20پس دل كاهن شاد گشت. و ایفود و ترافیم و تمثال تراشیده را گرفته، در میان قوم داخل شد.
21پس متوجه شده، روانه شدند، و اطفال و مواشی و اسباب را پیش روی خود قرار دادند.
22و چون ایشان از خانۀ میخا دور شدند، مردانی كه در خانههای اطراف خانۀ میخا بودند جمع شده، بنیدان را تعاقب نمودند.
23و بنیدان را صدا زدند؛ و ایشان رو برگردانیده، به میخا گفتند: «تو را چه شده است كه با این جمعیت آمدهای؟»
24او گفت: «خدایان مرا كه ساختم با كاهن گرفته، رفتهاید؛ و مرا دیگر چه چیز باقی است؟ پس چگونه به من میگویید كه تو را چه شده است؟»
25و پسران دان او را گفتند: «آواز تو در میان ما شنیده نشود مبادا مردان تند خو بر شما هجوم آورند، و جان خود را با جانهای اهل خانهات هلاك سازی.»
26و بنیدان راه خود را پیش گرفتند. و چون میخا دید كه ایشان از او قویترند، رو گردانیده، به خانۀ خود برگشت.
27و ایشان آنچه میخا ساختهبود و كاهنی را كه داشت برداشته، به لایش بر قومی كه آرام و مطمئن بودند، برآمدند، و ایشان را به دم شمشیر كشته، شهر را به آتش سوزانیدند.
28و رهانندهای نبود زیرا كه از صیدون دور بود و ایشان را با كسی معاملهای نبود و آن شهر در وادیای كه نزد بیترَحُوب است، واقع بود. پس شهر را بنا كرده، در آن ساكن شدند.
29و شهر را به اسم پدر خود، دان كه برای اسرائیل زاییده شد، دان نامیدند. امااسم شهر قبل از آن لایش بود.
30و بنیدان آن تمثال تراشیده را برای خود نصب كردند و یهوناتان بن جَرشُوم بن موسی و پسرانش تا روز اسیر شدن اهل زمین، كهنۀ بنیدان میبودند.
31پس تمثال تراشیدۀ میخا را كه ساخته بود تمامی روزهایی كه خانۀ خدا در شیلوه بود، برای خود نصب نمودند.