Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
25 verses
1و مردان اسرائیل در مِصْفَه قسم خورده،گفتند كه «احدی از ما دختر خود را به بنیامینیان به زنی ندهند.»
2و قوم به بیتئیل آمده، در آنجا به حضور خدا تا شام نشستند و آواز خود را بلند كرده، زار زار بگریستند.
3و گفتند: «ای یهوه، خدای اسرائیل، این چرا در اسرائیل واقع شده است كه امروز یك سبط از اسرائیل كم شود؟»
4و در فردای آن روز قوم به زودی برخاسته، مذبحی در آنجا بنا كردند، و قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی گذرانیدند.
5و بنیاسرائیل گفتند: «كیست از تمامی اسباط اسرائیل كه در جماعت نزد خداوند بر نیامده است؟» زیرا قسم سخت خورده، گفته بودند كه هر كه به حضور خداوند به مِصْفَه نیاید، البته كشته شود.
6و بنیاسرائیل دربارۀ برادر خود بنیامین پشیمان شده، گفتند: «امروز یك سبط از اسرائیل منقطع شده است.
7برای بقیۀ ایشان دربارۀ زنان چه كنیم؟ زیرا كه ما به خداوند قسم خوردهایم كه از دختران خود به ایشان به زنی ندهیم.»
8و گفتند: «كدام یك از اسباط اسرائیل است كه به حضور خداوند به مِصْفَه نیامدهاست؟» و اینك از یابیش جِلْعاد كسی به اردو و جماعت نیامده بود.
9زیرا چون قوم شمرده شدند، اینك از ساكنان یابیش جِلْعاد احدی در آنجا نبود.
10پس جماعت دوازده هزار نفر از شجاعترین قوم را به آنجا فرستاده، و ایشان را امر كرده، گفتند: «بروید و ساكنان یابیش جِلْعاد را با زنان و اطفال به دم شمشیر بكشید.
11و آنچه باید بكنید این است كه هر مردی را و هر زنی را كه با مرد خوابیده باشد، هلاك كنید.»
12و در میان ساكنان یابیش جِلْعاد چهارصد دختر باكره كه با ذكوری نخوابیده و مردی را نشناخته بودند یافتند، و ایشان را به اردو در شیلوه كه در زمین كنعان است، آوردند.
13و تمامی جماعت نزد بنیبنیامین كه در صخرۀ رمون بودند فرستاده، ایشان را به صلح دعوت كردند.
14و در آن وقت بنیامینیان برگشتند و دخترانی را كه از زنان یابیش جِلْعاد زنده نگاه داشته بودند به ایشان دادند، و باز ایشان را كفایت نكرد.
15و قوم برای بنیامین پشیمان شدند، زیرا خداوند در اسباط اسرائیل شقاق پیدا كردهبود.
16و مشایخ جماعت گفتند: «دربارۀ زنان به جهت باقی ماندگان چه كنیم، چونكه زنان از بنیامین منقطع شدهاند؟»
17و گفتند: «میراثی به جهت نجاتیافتگان بنیامین باید باشد تا سبطی از اسرائیل محو نشود.
18اما ما دختران خود را به ایشان به زنی نمیتوانیم داد زیرا بنیاسرائیل قسم خورده، گفتهاند ملعون باد كسی كه زنی به بنیامیندهد.»
19و گفتند: «اینك هر سال در شیلوه كه به طرف شمال بیتئیل و به طرف مشرق راهی كه از بیتئیل به شكیم میرود، و به سمت جنوبی لبونه است، عیدی برای خداوند میباشد.»
20پس بنیبنیامین را امر فرموده، گفتند: «بروی�� در تاكستانها در كمین باشید،
21و نگاه كنید و اینك اگر دختران شیلوه بیرون آیند تا با رقصكنندگان رقص كنند، آنگاه از تاكستانها درآیید، و از دختران شیلوه هركس زن خود را ربوده، به زمین بنیامین برود.
22و چون پدران و برادران ایشان آمده، نزد ما شكایت كنند، به ایشان خواهیم گفت ایشان را به خاطر ما ببخشید، چونكه ما برای هر كس زنش را در جنگ نگاه نداشتیم، و شما آنها را به ایشان ندادید، الا´ن مجرم میباشید.»
23پس بنیبنیامین چنین كردند، و از رقصكنندگان، زنان را برحسب شمارۀ خود گرفتند، و ایشان را به یغما برده، رفتند، و به ملك خود برگشته، شهرها را بنا كردند و در آنها ساكن شدند.
24و در آن وقت بنیاسرائیل هر كس به سبط خود و به قبیلۀ خود روانه شدند، و از آنجا هركس به ملك خود بیرون رفتند.
25و در آن ایام در اسرائیل پادشاهی نبود و هركس آنچه در نظرش پسند میآمد، میكرد.