Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
66 verses
1من آن مرد هستم كه از عصای غضب وی مذلّت دیدهام.
2او مرا رهبری نموده، به تاریكی در آورده است و نه به روشنایی.
3به درستی كه دست خویش را تمامی روز به ضدّ من بارها برگردانیده است.
4گوشت و پوست مرا مندرس ساخته واستخوانهایم را خرد كرده است.
5به ضدّ من بنا نموده، مرا به تلخی و مشقّت احاطه كرده است.
6مرا مثل آنانی كه از قدیم مردهاند در تاریكی نشانیده است.
7گرد من حصار كشیده كه نتوانم بیرون آمد و زنجیر مرا سنگین ساخته است.
8و نیز چون فریاد و استغاثه مینمایم دعای مرا منع میكند.
9راههای مرا با سنگهای تراشیده سدّ كردهاست و طریقهایم را كج نموده است.
10او برای من خرسی است در كمین نشسته و شیری كه در بیشه خود میباشد.
11راه مرا منحرف ساخته، مرا دریده است و مرا مبهوت گردانیده است.
12كمان خود را زه كرده، مرا برای تیرهای خویش، هدف ساخته است.
13و تیرهای تركش خود را به گُردِههای من فرو برده است.
14من به جهت تمامی قوم خود مضحكه و تمامی روز سرود ایشان شدهام.
15مرا به تلخیها سیر كرده و مرا به اَفسَنْتین مست گردانیده است.
16دندانهایم را به سنگ ریزها شكسته و مرا به خاكستر پوشانیده است.
17تو جان مرا از سلامتی دور انداختی و من سعادتمندی را فراموش كردم،
18و گفتم كه قوّت و امید من از یهوه تلف شده است.
19مذلّت و شقاوت مرا افسنتین و تلخی به یاد آور.
20تو البتّه به یاد خواهی آورد زیرا كه جان من در من منحنی شده است.
21و من آن را در دل خود خواهم گذرانید و از این سبب امیدوار خواهم بود.
22از رأفتهای خداوند است كه تلف نشدیم زیرا كه رحمتهای او بیزوال است.
23آنها هر صبح تازه میشود و امانت تو بسیار است.
24و جان من میگوید كه خداوند نصیب من است، بنابراین بر او امیدوارم.
25خداوند به جهت كسانی كه بر او توكّلدارند و برای آنانی كه او را میطلبند نیكو است.
26خوب است كه انسان امیدوار باشد و با سكوت انتظار نجات خداوند را بكشد.
27برای انسان نیكو است كه یوغ را در جوانی خود بردارد.
28به تنهایی بنشیند و ساكت باشد زیرا كه او آن را بر وی نهاده است.
29دهان خود را بر خاك بگذارد كه شاید امید باشد.
30رخسار خود را به زنندگان بسپارد و از خجالت سیر شود.
31زیرا خداوند تا به ابد او را ترك نخواهد نمود.
32زیرا اگر چه كسی را محزون سازد لیكن بر حسب كثرت رأفت خود رحمت خواهد فرمود.
33چونكه بنیآدم را از دل خود نمیرنجاند و محزون نمیسازد.
34تمامی اسیران زمین را زیر پا پایمال كردن،
35و منحرف ساختن حقّ انسان به حضور حضرت اعلی،
36و منقلب نمودن آدمی در دعویش منظور خداوند نیست.
37كیست كه بگوید و واقع شود اگر خداوند امر نفرموده باشد.
38آیا از فرمان حضرت اعلی هم بدی و هم نیكویی صادر نمیشود؟
39پس چرا انسان تا زنده است و آدمی به سبب سزای گناهان خویش شكایت كند؟
40راههای خود را تجسّس و تفحّص بنماییم و بسوی خداوند بازگشت كنیم.
41دلها و دستهای خویش را بسوی خدایی كه در آسمان است برافرازیم،
42(و بگوییم): «ما گناه كردیم و عصیان ورزیدیـم و تو عفـو نفرمـودی.
43خویشتـن را بـه غضب پوشانیـده، ما را تعـاقب نمـودی و به قتـل رسانیـده، شفقت نفرمودی.
44خویشتن را به ابر غلیظ مستور ساختی، تا دعای ما نگذرد.
45ما را در میان امّتها فضله و خاكروبه گردانیدهای.»
46تمامی دشمنان ما بر ما دهان خود را میگشایند.
47خوف و دام و هلاكت و خرابی بر ما عارض گردیده است.
48به سبب هلاكت دختر قوم من، نهرهای آب از چشمانم میریزد.
49چشم من بلا انقطاع جاری است و باز نمیایستد.
50تا خداوند از آسمـان ملاحظه نماید و ببیند.
51چشمانم به جهت جمیع دختران شهرم، جان مرا میرنجاند.
52آنانی كه بیسبب دشمن منند، مرا مثل مرغ بشدّت تعاقب مینمایند.
53جان مرا در سیاهچال منقطع ساختند و سنگها بر من انداختند.
54آبها از سر من گذشت پس گفتم: منقطع شدم.
55آنگاه ای خداوند ، از عمقهای سیاهچال اسم تو را خواندم.
56آواز مرا شنیدی، پس گوش خود را از آه و استغاثه من مپوشان!
57در روزی كه تو را خواندم نزدیك شده، فرمودی كه نترس.
58ای خداوند دعوی جان مرا انجام داده وحیات مرا فدیه نمودهای!
59ای خداوند ظلمی را كه به من نمودهاند دیدهای. پس مرا دادرسی فرما!
60تمامی كینه ایشان و همه تدبیرهایی را كه به ضدّ من كردند دیدهای.
61ای خداوند مذّمت ایشان را و همه تدبیرهایی را كه به ضدّ من كردند شنیدهای!
62سخنان مقاومت كنندگانم را و فكرهایی را كه تمامی روز به ضّد من دارند (دانستهای).
63نشستن و برخاستن ایشان را ملاحظه فرما زیرا كه من سرود ایشان شدهام.
64ای خداوند موافق اعمال دستهای ایشان مكافات به ایشان برسان.
65غشاوه قلب به ایشان بده و لعنت تو بر ایشان باد!
66ایشان را به غضب تعاقب نموده، از زیر آسمانهای خداوند هلاك كن.