Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
66 verses
1آنگاه سلیمان، مشایخ اسرائیل و جمیع رؤسای اسباط و سروران خانههای آبایبنیاسرائیل را نزد سلیمان پادشاه در اورشلیم جمع كرد تا تابوت عهد خداوند را از شهر داود كه صهیون باشد، برآورند.
2و جمیع مردان اسرائیل در ماه ایتانیم كه ماه هفتم است در عید نزد سلیمان پادشاه جمع شدند.
3و جمیع مشایخ اسرائیل آمدند و كاهنان تابوت را برداشتند.
4و تابوت خداوند و خیمۀ اجتماع و همۀ آلات مقدّس را كه در خیمه بود آوردند و كاهنان و لاویان آنها را برآوردند.
5و سلیمان پادشاه و تمامی جماعت اسرائیل كه نزد وی جمع شده بودند، پیش روی تابوت همراه وی ایستادند، و اینقدر گوسفند و گاو را ذبح كردند كه به شمار و حساب نمیآمد.
6و كاهنان تابوت عهد خداوند را به مكانش در محراب خانه، یعنی در قدسالاقداس زیر بالهای كروبیان درآوردند.
7زیرا كروبیان بالهای خود را بر مكان تابوت پهن میكردند و كروبیان تابوت و عصاهایش را از بالا میپوشانیدند.
8و عصاها اینقدر دراز بود كه سرهای عصاها از قدسی كه پیش محراب بود، دیده میشد اما از بیرون دیده نمیشد و تا امروز در آنجا هست.
9و در تابوت چیزی نبود سوای آن دو لوح سنگ كه موسی در حوریب در آن گذاشت، وقتی كه خداوند با بنیاسرائیل در حین بیرون آمدن ایشان از زمین مصر عهد بست.
10و واقع شد كه چون كاهنان از قدس بیرون آمدند ابر، خانۀ خداوند را پر ساخت.
11و كاهنان به سبب ابر نتوانستند به جهت خدمت بایستند، زیرا كه جلال یهُوَه، خانۀ خداوند را پر كرده بود.
12آنگاه سلیمان گفت: « خداوند گفته است كه در تاریكی غلیظ ساكن میشوم.
13فیالواقع خانهای برای سكونت تو و مكانی را كه در آن تا به ابد ساكن شوی بنا نمودهام.»
14و پادشاه روی خود را برگردانیده، تمامی جماعت اسرائیل را بركت داد و تمامی جماعت اسرائیل بایستادند.
15پس گفت: «یهُوَه خدای اسرائیل متبارك باد كه به دهان خود به پدر من داود وعده داده، و به دست خود آن را به جا آورده، گفت:
16از روزی كه قوم خود اسرائیل را از مصر برآوردم، شهری از جمیع اسباط اسرائیل برنگزیدم تا خانهای بنا نمایم كه اسم من در آن باشد، اما داود را برگزیدم تا پیشوای قوم من اسرائیل بشود.
17و در دل پدرم، داود بود كه خانهای برای اسم یهُوَه، خدای اسرائیل، بنا نماید.
18اما خداوند به پدرم داود گفت: چون در دل تو بود كه خانهای برای اسم من بنا نمایی، نیكو كردی كه این را در دل خود نهادی.
19لیكن تو خانه را بنا نخواهی نمود بلكه پسر تو كه از صُلب تو بیرون آید، او خانه را برای اسم من بنا خواهد كرد.
20پس خداوند كلامی را كه گفته بود ثابت گردانید، و من به جای پدر خود داود برخاسته، و بر وفق آنچه خداوند گفته بود بر كر��ی اسرائیل نشستهام، و خانه را به اسم یهُوَه، خدای اسرائیل، بنا كردهام.
21و در آن، مكانی مقرّر كردهام برای تابوتی كه عهد خداوند در آن است كه آن را با پدران ما حین بیرون آوردن ایشان از مصر بسته بود.»
22و سلیمان پیش مذبح خداوند به حضور تمامی جماعت اسرائیل ایستاده، دستهای خود را به سوی آسمان برافراشت
23و گفت: «ای یهُوَه، خدای اسرائیل، خدایی مثل تو نه بالا در آسمان و نه پایین بر زمین هست كه با بندگان خود كه به حضور تو به تمامی دل خویش سلوك مینمایند، عهد و رحمت را نگاه میداری.
24و آن وعدهای كه به بندۀ خود، پدرم داود دادهای، نگاه داشتهای زیرا به دهان خود وعده دادی و به دست خود آن را وفا نمودی چنانكه امروز شده است.
25پس الا´ن ای یهُوَه، خدای اسرائیل، با بندۀ خود، پدرم داود، آن وعدهای را نگاه دار كه به او داده و گفتهای كسی كه بر كرسی اسرائیل بنشیند برای تو به حضور من منقطع نخواهد شد، به شرطی كه پسرانت طریقهای خود را نگاه داشته، به حضور من سلوك نمایند چنانكه تو به حضورم رفتار نمودی.
26و الا´ن ای خدای اسرائیل تمنّا اینكه كلامی كه به بندۀ خود، پدرم داود گفتهای، ثابت بشود.
27« اما آیا خدا فیالحقیقۀ بر زمین ساكن خواهد شد؟ اینك فلك و فلكالافلاك تو را گنجایش ندارد تا چه رسد به این خانهای كه من بنا كردهام.
28لیكن ای یهُوَه، خدای من، به دعا و تضرّع بندۀ خود توجه نما و استغاثه و دعایی را كه بندهات امروز به حضور تو میكند، بشنو،
29تا آنكه شب و روز چشمان تو بر این خانه باز شود و بر مكانی كه دربارهاش گفتی كه اسم من در آنجا خواهد بود و تا دعایی را كه بندهات به سوی این مكان بنماید، اجابت كنی.
30و تضرّع بندهات وقوم خود اسرائیل را كه به سوی این مكان دعا مینمایند، بشنو و از مكان سكونت خود، یعنی از آسمان بشنو و چون شنیدی عفو نما.
31« اگر كسی به همسایۀ خود گناه ورزد و قسم بر او عرضه شود كه بخورد و او آمده پیش مذبح تو در این خانه قسم خورد،
32آنگاه از آسمان بشنو و عمل نموده، به جهت بندگانت حكم نما و شریران را ملزم ساخته، راه ایشان را به سر ایشان برسان و عادلان را عادل شمرده، ایشان را بر حسب عدالت ایشان جزا ده.
33« و هنگامی كه قوم تو اسرائیل به سبب گناهی كه به تو ورزیده باشند به حضور دشمنان خود مغلوب شوند، اگر به سوی تو بازگشت نموده، اسم تو را اعتراف نمایند و نزد تو در این خانه دعا و تضرّع نمایند،
34آنگاه از آسمان بشنو و گناه قوم خود، اسرائیل را بیامرز و ایشان را به زمینی كه به پدران ایشان دادهای بازآور.
35« هنگامی كه آسمان بسته شود و به سبب گناهی كه به تو ورزیده باشند باران نبارد، اگر به سوی این مكان دعا كنند و اسم تو را اعتراف نمایند و به سبب مصیبتی كه به ایشان رسانیده باشی از گناه خویش بازگشت كنند،
36آنگاه از آسمان بشنو و گناه بندگانت و قوم خود اسرائیل را بیامرز و ایشان را به راه نیكو كه در آن باید رفت، تعلیم ده و به زمین خود كه آن را به قوم خویش برای میراث بخشیدهای، باران بفرست.
37« اگر در زمین قحطی باشد و اگر وبا یا باد سموم یا یرقان باشد و اگر ملخ یا كِرْم باشد و اگر دشمنان ایشان، ایشان را در شهرهای زمین ایشان محاصره نمایند، هر بلایی یا هر مرضی كه بودهباشد،
38آنگاه هر دعا و هر استغاثهای كه از هر مرد یا از تمامی قوم تو، اسرائیل، كرده شود كه هریك از ایشان بلای دل خود را خواهند دانست، و دستهای خود را به سوی این خانه دراز نمایند،
39آنگاه از آسمان كه مكان سكونت تو باشد، بشنو و بیامُرز و عمل نموده، به هر كس كه دل او را میدانی به حسب راههایش جزا بده، زیرا كه تو به تنهایی عارف قلوب جمیع بنیآدم هستی.
40تا آنكه ایشان در تمام روزهایی كه به روی زمینـی كه به پدران ما دادهای زنـده باشنـد، از تـو بترسنـد.
41« و نیز غریبی كه از قوم تو، اسرائیل، نباشد و به خاطر اسم تو از زمین بعید آمده باشد،
42زیرا كه آوازۀ اسم عظیمت و دست قویت و بازوی دراز تو را خواهند شنید، پس چون بیاید و به سوی این خانه دعا نماید،
43آنگاه از آسمان كه مكان سكونت توست بشنو و موافق هر چه آن غریب از تو استدعا نماید به عمل آور تا جمیع قومهای جهان اسم تو را بشناسند و مثل قوم تو، اسرائیل، از تو بترسند و بدانند كه اسم تو بر این خانهای كه بنا كردهام، نهاده شده است.
44« اگر قوم تو برای مقاتله با دشمنان خود به راهی كه ایشان را فرستاده باشی بیرون روند و ایشان به سوی شهری كه تو برگزیدهای و خانهای كه به جهت اسم تو بنا كردهام، نزد خداوند دعا نمایند،
45آنگاه دعا و تضرع ایشان را از آسمان بشنو و حق ایشان را بجا آور.
46« و اگر به تو گناه ورزیده باشند، زیرا انسانی نیست كه گناه نكند و تو بر ایشان غضبناك شده، ایشان را به دست دشمنان تسلیم كرده باشی و اسیركنندگان ایشان، ایشان را به زمین دشمنان خواه دور و خواه نزدیك به اسیری ببرند،
47پساگر ایشان در زمینی كه در آن اسیر باشند به خود آمده، بازگشت نمایند و در زمین اسیری خود نزد تو تضرّع نموده، گویند كه گناه كرده، و عصیان ورزیده، و شریرانه رفتار نمودهایم،
48و در زمینِ دشمنانی كه ایشان را به اسیری برده باشند به تمامی دل و به تمامی جان خود به تو بازگشت نمایند، و به سوی زمینی كه به پدران ایشان دادهای و شهری كه برگزیده و خانهای كه برای اسم تو بنا كردهام، نزد تو دعا نمایند،
49آنگاه از آسمان كه مكان سكونت توست، دعا و تضرع ایشان را بشنو و حق ایشان را بجا آور.
50و قوم خود را كه به تو گناه ورزیده باشند، عفو نما و تمامی تقصیرهای ایشان را كه به تو ورزیده باشند بیامـرز و ایشان را در دل اسیركنندگان ایشان ترحم عطا فرما تا بر ایشان ترحم نمایند.
51زیرا كه ایشان قـوم تـو و میراث تو میباشند كه از مصـر از میان كورۀ آهن بیرون آوردی.
52تا چشمان تو به تضرع بندهات و به تضرع قوم تو اسرائیل گشاده شود و ایشـان را در هـر چه نـزد تـو دعا نماینـد، اجابت نمایی.
53زیرا كه تو ایشان را از جمیع قومهای جهان برای ارثیت خویش ممتاز نمودهای چنانكه به واسطۀ بندۀ خود موسی وعده دادی هنگامی كه تو ای خداوند یهُوَه پـدران ما را از مصـر بیرون آوردی.»
54و واقع شد كه چون سلیمان از گفتن تمامی این دعا و تضرع نزد خداوند فارغ شد، از پیش مذبح خداوند از زانو زدن و دراز نمودن دستهای خود به سوی آسمان برخاست،
55و ایستاده، تمامی جماعت اسرائیل را به آواز بلند بركت داد و گفت:
56« متبارك باد خداوند كه قوم خود، اسرائیلرا موافق هر چه وعده كرده بود، آرامی داده است زیرا كه از تمامی وعدههای نیكو كه به واسطۀ بندۀ خود، موسی داده بود، یك سخن به زمین نیفتاد.
57یهُوَه خدای ما با ما باشد چنانكه با پدران ما میبود و ما را ترك نكند و رد ننماید.
58و دلهای ما را به سوی خود مایل بگرداند تا در تمامی طریقهایش سلوك نموده، اوامر و فرایض و احكام او را كه به پدران ما امر فرموده بود، نگاه داریم.
59و كلمات این دعایی كه نزد خداوند گفتهام، شب و روز نزدیك یهُوَه خدای ما باشد تا حق بندۀ خود و حق قوم خویش اسرائیل را بر حسب اقتضای هر روز بجا آورد.
60تا تمامی قومهای جهان بدانند كه یهُوَه خداست و دیگری نیست.
61پس دل شما با یهُوَه خدای ما كامل باشد تا در فرایض او سلوك نموده، اوامر او را مثل امروز نگاه دارید.»
62پس پادشاه و تمامی اسرائیل با وی به حضور خداوند قربانیها گذرانیدند.
63و سلیمان به جهت ذبایح سلامتی كه برای خداوند گذارنید، بیست و دو هزار گاو و صد و بیست هزار گوسفند ذبح نمود و پادشاه و جمیع بنیاسرائیل، خانۀ خداوند را تبریك نمودند.
64و در آن روز پادشاه وسط صحن را كه پیش خانۀ خداوند است، تقدیس نمود زیرا چونكه مذبح برنجینی كه به حضور خداوند بود به جهت گنجایش قربانیهای سوختنی و هدایای آردی و پیه قربانیهای سلامتی كوچك بود، از آن جهت قربانیهای سوختنی و هدایای آردی و پیه ذبایحسلامتی را در آنجا گذرانید.
65و در آن وقت سلیمان و تمامی اسرائیل با وی عید را نگاه داشتند و آن انجمن بزرگ از مَدخَلِ حَمات تا وادی مصر هفت روز و هفت روز یع��ی چهارده روز به حضور یهُوَه، خدای ما بودند.
66و در روز هشتم، قوم را مرخص فرمود و ایشان برای پادشاه بركت خواسته، و با شادمانی و خوشدلی به سبب تمامی احسانی كه خداوند به بندۀ خود، داود و به قوم خویش اسرائیل نموده بود، به خیمههای خود رفتند.