Loading Bible Translation
First-time download in progress. This may take a few seconds…
Persian - Farsi Bible Wordproject Bible
28 verses
1و واقع شد كه چون سلیمان از بنا نمودن خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه و از بجا آوردن هر مقصودی كه سلیمان خواسته بود، فارغ شد،
2خداوند بار دیگر به سلیمان ظاهر شد، چنانكه در جِبْعُون بر وی ظاهر شده بود.
3و خداوند وی را گفت: «دعا و تضرع تو را كه به حضور من كردی، اجابت نمودم، و این خانهای را كه بنا نمودی تا نام من در آن تا به ابد نهاده شود تقدیس نمودم، و چشمان و دل من همیشۀ اوقات در آن خواهد بود.
4پس اگر تو با دل كامل و استقامت به طوری كه پدرت داود رفتار نمود به حضور من سلوك نمایی، و هر چه تو را امر فرمایم بجا آوری و فرایض و احكام مرا نگاه داری،
5آنگاه كرسی سلطنت تو را بر اسرائیل تا به ابد برقرار خواهم گردانید، چنانكه به پدر تو داود وعده دادم و گفتم كه از تو كسی كه بر كرسی اسرائیل بنشیند، مفقود نخواهد شد.
6« اما اگر شما و پسران شما از متابعت منروگردانیده، اوامر و فرایضی را كه به پدران شما دادم نگاه ندارید و رفته، خدایان دیگر را عبادت نموده، آنها را سجده كنید،
7آنگاه اسرائیل را از روی زمینی كه به ایشان دادم منقطع خواهم ساخت، و این خانه را كه به جهت اسم خود تقدیس نمودم از حضور خویش دور خواهم انداخت، و اسرائیل در میان جمیع قومها ضربالمثل و مضحكه خواهد شد.
8و این خانه عبرتی خواهد گردید به طوری كه هر كه نزد آن بگذرد، متحیر شده، صفیر خواهد زد و خواهند گفت: خداوند به این زمین و به این خانه چرا چنین عمل نموده است؟
9و خواهند گفت: از این جهت كه یهُوَه، خدای خود را كه پدران ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بود، ترك كردند و به خدایان دیگر متمسك شده، آنها را سجده و عبادت نمودند. لهذا خداوند تمامی این بلا را بر ایشان آورده است.»
10و واقع شد بعد از انقضای بیست سالی كه سلیمان این دو خانه، یعنی خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه را بنا میكرد،
11و حیرام، پادشاه صور، سلیمان را به چوب سرو آزاد و چوب صنوبر و طلا موافق هر چه خواسته بود اعانت كرده بود، آنگاه سلیمان پادشاه بیست شهر در زمین جلیل به حیرام داد.
12و حیرام به جهت دیدن شهرهایی كه سلیمان به او داده بود، از صور بیرون آمد، اما آنها به نظرش پسند نیامد.
13و گفت: «ای برادرم این شهرهایی كه به من بخشیدهای چیست؟» و آنها را تا امروز زمین كابول نامید.
14و حیرام صدو بیست وزنۀ طلا برای پادشاه فرستاد.
15و این است حساب سُخْرهای كه سلیمان پادشاه گرفته بود به جهت بنای خانۀ خداوند و خانۀ خود و مِلّوُ و حصارهای اورشلیم و حاصور و مَجِدُّو و جازر.
16زیرا كه فرعون، پادشاه مصر برآمده، جازَر را تسخیر نموده، و آن را به آتش سوزانیده، و كنعانیان را كه در شهر ساكن بودند كشته بود، و آن را به دختر خود كه زنِ سلیمان بود به جهت مِهر داده بود.
17و سلیمان، جازَر و بیتحُوْرُونِ تحتانی را بنا كرد.
18و بَعْلَت و تَدْمُر را در صحرای زمین،
19و جمیع شهرهای مخزنی كه سلیمان داشت و شهرهای ارابهها و شهرهای سواران را و هر آنچه را كه سلیمان میل داشت كه در اورشلیم و لُبنان و تمامی زمین مملكت خود بنا نماید (بنا نمود).
20و تمامی مردمانی كه از اَمُوریان و حِتِّیان و فَرِزِّیان و حِوِّیان و یبُوسیان باقی مانده، و از بنیاسرائیل نبودند،
21یعنی پسران ایشان كه در زمین باقی ماندند بعد از آنانی كه بنیاسرائیل نتوانستند ایشان را بالكل هلاك سازند، سلیمان ایشان را تا امروز خراجگذار و غلامان ساخت.
22اما از بنیاسرائیل، سلیمان احدی را به غلامی نگرفت، بلكه ایشان مردان جنگی و خدام و سروران و سرداران و رؤسای ارابهها و سواران او بودند.
23و اینانند ناظران خاصه كه بر كارهای سلیمان بودند، پانصد و پنجاه نفر كه بر اشخاصی كه در كار مشغول میبودند، سركاری داشتند.
24پس دختر فرعون از شهر داود به خانۀ خود كه برایش بنا كرده بود، برآمد، و در آن زمان مِلّوُ را بنا میكرد.
25و سلیمان هر سال سه مرتبه قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی بر مذبحی كه به جهت خداوند بنا كرده بود میگذرانید، و بر مذبحی كه پیش خداوند بود، بخور میگذرانید. پس خانه را به اتمام رسانید.
26و سلیمان پادشاه در عَصْیون جابَر كه به جانب اِیلُوت بر كنارۀ بحر قُلزُم در زمین ادوم است، كشتیها ساخت.
27و حیرام، بندگان خود را كه مَلاح بودند و در دریا مهارت داشتند، در كشتیها همراه بندگان سلیمان فرستاد.
28پس به اُوفیر رفتند و چهارصد و بیست وزنۀ طلا از آنجا گرفته، برای سلیمان پادشاه آوردند.